ایران گلوبال: "نیک آهنگ کوثر" داغ ننگی بر پیشانی روزنامه نگاری حرفه ای ایران
يکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۰۱:۱۲
کد مطلب: 7769
گزارشگر : رسانه ایران
 
ایران گلوبال: "نیک آهنگ کوثر" داغ ننگی بر پیشانی روزنامه نگاری حرفه ای ایران
لذا بعد از راه اندازی سایت شخصی اش "خودنویس" انتظار دارد که او نیز از خوان گسترده هاشمی بهره مند بشود و شروع می کند به ارتباط با مهدی هاشمی. اما عملاً تیرش به سنگ می خورد و مهدی هاشمی زیر بار باج خواهی او نرفته و اصولاً سرمایه گذاری خانواده اش بر تبلیغات ضد انقلاب خارج از کشور را حاشا می کند.
سایت "ایران گلوبال" در مطلبی که روز شنبه 18 آذر (8 دسامبر 2012) منتشر ساخته مدعی شده که "نیک آهنگ کوثر، داغ ننگی بر پیشانی روزنامه نگاری حرفه ای ایران" است.

به گزارش رسانه ایران نویسنده این یادداشت در مورد ادعای خود می آورد:

1) داوری ام در مورد نیک آهنگ کوثر را در سه سال پیش گفته ام و در سایت خودش به عنوان کامنت ثبت کرده ام. و آن این بوده است که آقای کوثر چه در حیطه نگارش و چه در زمینه طراحی و کاریکاتور و از نظر فنی و هنری آدم پایین تر از متوسطی است و تنها برجستگی ایشان در زمینه بیزنس و تجارت است. اما اینک قضاوتم را فراتر می برم و می گویم که ایشان یک باج گیر حرفه ای و یک انسان نامرد هم است.
 
2) کینه ای که نیک آهنگ کوثر نسبت به خانواده هاشمی رفسنجانی به ویژه به "مهدی هاشمی" دارد جزء کینه های نادری است که حداقل من شخصاً کمتر شاهد چنین کینه ای در بین انسان های معمولی بوده ام. اما هر چه هست نباید از دایره منفعت مادی طلبی شخصی خارج بوده و چیز دیگری باشد. نیک آهنگ که گویا تحت تأثیر پروپاگاندای ثروت افسانه ای و دزدی های کلان هاشمی رفسنجانی بزرگ قرار داشته است با تمسک به نزدیکی دوستانه اش با مهدی هاشمی از کانال دو سال کار در بنگاه تحت ریاست مهدی - ادعای خود نیک آهنگ - در ایران بعد از پیش آمدن جنبش سبز و آمدن مهدی هاشمی به خارج از کشور شروع می کند تا از نمد ثروت بادآورده هاشمی کلاهی گشاد برای سر خودش فراهم بیاورد. به ویژه اینکه مرتب تحت بمباران این گزاره غلط است که کلیه فعالیت های رسانه ای خارج از کشور بعد از خرداد ۸۸ با سرمایه خانواده هاشمی رفسنجانی راه اندازی شده است. (برای راستی آزمایی رجوع کنید به نوع نگاه دشمنانه نیک آهنگ به سایت جرس)

3) لذا بعد از راه اندازی سایت شخصی اش "خودنویس" انتظار دارد که او نیز از خوان گسترده هاشمی بهره مند بشود و شروع می کند به ارتباط با مهدی هاشمی. اما عملاً تیرش به سنگ می خورد و مهدی هاشمی زیر بار باج خواهی او نرفته و اصولاً سرمایه گذاری خانواده اش بر تبلیغات ضد انقلاب خارج از کشور را حاشا می کند. اما گیر مغز نیک آهنگ نه تنها برطرف نمی شود که بر عمق کینه اش افزوده نیز می شود. در اینجا است که می رود سراغ "پروژه بوذری" و از همه استعداد و توان و ارتباطات گسترده خودش و امکانات سایتش "خودنویس" استفاده می کند تا مهدی هاشمی را به موضع ضعف و اتهام بکشاند و به او نشان بدهد که عدم توافق با کمک های مورد انتظارش می تواند چه هزینه های کمرشکنی را به او و خانواده اش تحمیل کند. اما مهدی هاشمی تسلیم نمی شود و نیک آهنگ حالا دیگر متضرر - به خاطر مخارجی که برای رفت و آمدها و اتلاف انرژی و وقتش در تعقیب "پرونده بوذری" متحمل شده - چنان زخمی و کلافه است که حاضر است هر غلط و درست ممکن را انجام و از باخت بزرگش جلوگیری کند.

4) اما - و این اما مهم است - فاجعه برای نیک آهنگ زمانی حادث می شود که مهدی هاشمی به ایران برمی گردد و به قول معروف مرغی که قرار بود دو زرده تخم بگذارد برای کوثر از قفس می پرد. زیرا که هاشمی داخل زندان جمهوری اسلامی کاملاً از دسترس نیک آهنگ خارج می شود. او ابتدا سعی می کند که با درز دادن شایعه "مهدی از ترس استردادش به زندان کانادا از بریتانیا فرار کرده است" موضوع را به سمت خودش برگرداند. ولی وقتی این ادعای مسخره جدی گرفته نمی شود تصمیم به انتشار مکالمات خودش با مهدی هاشمی می گیرد. او برای زمینه سازی لازم در این مورد ابتدا در سایتش از "بوذری" تقاضا می کند که از انتشار اسناد در اختیارش - توسط نیک آهنگ جمع آوری و داده شده بود - خودداری کند تا در پرونده سیاسی مهدی هاشمی مورد بهره برداری رژیم قرار نگیرد ولی هنگامی که پاداش این نیک اندیشی هم سوخت می شود و واکنشی از طرف خانواده هاشمی مشاهده نمی شود، آنگاه یکی از این مکالمات را منتشر می کنند تا مسیر جدیدی را تست کند.

5) نواری که از مکالمات نیک آهنگ و مهدی هاشمی بر روی شبکه های اجتماعی منتشر شده است و به ادعای خود نیک آهنگ مربوط به قبل از قطع ارتباطش با مهدی در اکتبر ۲۰۱۰ است نشان می دهد که آقای کوثر چه آدم نامردی تشریف دارند:

الف) در این نوار کاملا مشخص است که نیک آهنگ کوثر از موضع بالا و "بیگ برادر" چه تلاشی را دارد که به مهدی خط سیاسی مورد انتظارش را القا کند و مهدی مثل یک معصوم مطلق - با تأکید بر واژۀ معصوم = رجوع کنید به راحتی مهدی و خنده های پی گیرش که از دهانش دور نمی شود - چه بی خیال است در گپ دوستانه با دوستی که به او اعتماد دارد و حرف هایی می زند که فراتر از دیالوگ و درد دل سیاسی بین دو دانش آموز متوسطه در حیاط مدرسه نیست.

ب) اما چند نکته راجع به نوار انتشار یافته:
 
ب۱- از نظر حقوقی خیلی سخت است یک نوار صوتی را به عنوان سند ثبت کردن و پذیرفتن. لذا بودن یا نبودن آن علی السویه است. زیرا اگر دادگاه باشد که این نوار ارزش حقوقی ندارد و اگر مثل همیشه بیدادگاه باشد که نیازی به سند ندارد.

ب۲- حرف هایی که در این نوار به مهدی منتسب است ارزش سیاسی ندارد و حرف هایی است که نه تنها همه سیاسیون و مردم عادی ایران بلکه خود بازجویان مهدی هم در خلوت و پنهان بین خودشان بارها و بارها گفته اند و می گویند.

ب۳- این نوار اگر هم انتشار عمومی نمی یافت محتمل قریب به یقین است که از قبل و از طریق مجاری خاص در اختیار مأموران امنیتی گذاشته شده باشد.

ب۴- در این نوار حتی یک واو هم مربوط به پرونده بوذری و نفت و دزدی و اختلاف و شکایت و ... نیست و علت تسلیم آن به وکلای بوذری مطلقا موجه نبوده و نشان از سوء نیت مطلق نیک آهنگ دارد.

ب۵- مهم نیست که این نوار را نیک آهنگ شخصاً منتشر کرده باشد یا بوذری و یا وکلای او و یا هر کس دیگر. مهم این است که نیک آهنگ به عنوان روزنامه نگار یا دوست این مکالمه را بدون اطلاع مهدی هاشمی و با نیت قبلی سوء استفاده ضبط کرده و از آن بهره برداری کرده است.

۶) نتیجه اینکه این نوار کمترین ضرری به مهدی هاشمی نخواهد زد و همه تبعات منفی اش دامنگیر خود نیک آهنگ خواهد شد. اما تأسف اینجا نیست که نیک آهنگ روزنامه نگار برای همیشه نابود بشود. مهم این است که نیک آهنگ کوثر با این عملش داغ ننگی گذاشت بر پیشانی روزنامه نگارای حرفه ای جهان و ایران. و بسیار طول خواهد کشید که جامعه مطبوعاتی ایران به ویژه در خارج و اپوزیسیون بتواند مجددا حسن نیت و وفاداری به "مسئولیت قلم"اش را ثابت و به ریل اصلی برگرداند.

Share/Save/Bookmark