مغالطه جابجایی تاکتیک با استراتژی؛ چراغ راه رسانه‌های بیگانه
سه شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۴ ساعت ۱۹:۰۳
کد مطلب: 31818
مولف : محسن سجادی
 
مغالطه جابجایی تاکتیک با استراتژی؛ چراغ راه رسانه‌های بیگانه
اختلاف در میان رده‌های مختلف مسئولان امری معمول و گاه لازم است؛ اما اختلافات در سطوح عالی، هم توجه بیشتری را در داخل و بین مردم به خود جلب می‌کند و هم می‌تواند زمینه‌ساز دخالت اپوزیسیون شود؛ به خصوص درباره رهبری و هاشمی رفسنجانی که از نوجوانی و دوران طلبگی و سپس در مبارزات ضد رژیم سابق تا کنون در برهه‌های حساس پس از انقلاب در کنار هم بوده‌اند.
رسانه ایران (rasanehiran.com):
گسترش تجمل گرایی و اشرافی گری در سطح مسئولان، برخورد تساهل آمیز با حیف و میل بیت المال و کم توجهی به قشر ضعیف و آسیب پذیر جامعه، از جمله مهم‌ترین نتایج سیاست‌هایی است که در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی دنبال شد. سیاست‌هایی که با تمسک به شرایط کشور بعد از جنگ تحمیلی و نیاز کشور به سازندگی و بهبود وضعیت زندگی مردم توجیه می‌شد؛ اما با نگاه‌های آرمانی انقلاب و رهبری چندان همخوانی نداشت. احمد توکلی شاید اولین کسی بود که علی‌رغم فضای بسته انتقاد در آن روزها، علَم عدالتخواهی و مبارزه با این سیاست‌ها را بلند کرد و جریان‌ساز شد؛ ولی اینها هیچکدام مانع از آن نشد که رهبری در روزهای پایانی ریاست جمهوری هاشمی آن جمله معروف را بیان کند که هیچ یک از رؤسای جمهور بعدی برای من آقای هاشمی رفسنجانی نخواهد شد.

اختلاف در میان رده‌های مختلف مسئولان امری معمول و گاه لازم است؛ اما اختلافات در سطوح عالی، هم توجه بیشتری را در داخل و بین مردم به خود جلب می‌کند و هم می‌تواند زمینه‌ساز دخالت اپوزیسیون شود؛ به خصوص درباره رهبری و هاشمی رفسنجانی که از نوجوانی و دوران طلبگی و سپس در مبارزات ضد رژیم سابق تا کنون در برهه‌های حساس پس از انقلاب در کنار هم بوده‌اند.

علی افشاری از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت در یادداشتی در سایت رادیو فردا تلاش می‌کند با برجسته کردن اختلاف‌ها میان رهبری و هاشمی، نتیجه دلخواه خود یعنی تلاش نظام برای حذف هاشمی از قدرت را مورد تحلیل قرار دهد. وی با بیان اینکه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تصمیم به عدم حمایت از هاشمی گرفته و جامعه روحانیت مبارز نیز در این رابطه دچار چالش شده، از احتمال بالای رد صلاحیت هاشمی سخن می گوید؛ این در حالی است که یک عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت در واکنش به برخی خبرها مبنی بر عدم حمایت جامعه روحانیت از هاشمی تاکید کرده که به رغم تلاش برخی آقایان، نام آقای هاشمی از فهرست جامعه روحانیت حذف نشده است و جامعه روحانیت برای قرارگرفتن نام هاشمی در لیست جامعه مدرسین نیز در حال مذاکره است.

این مواضع به خوبی نشان می‌دهد که علاوه بر جامعه روحانیت مبارز که به عنوان یکی از پایه‌های تأثیرگذار در جریان اصولگرایی، هاشمی را جزئی از این جریان می‌داند، در میان اعضای جامعه مدرسین نیز بر سر خارج شدن هاشمی از اصولگرایی اختلاف وجود دارد. درست برخلاف رسانه‌های خارج از کشور که مخالفت با هاشمی را در وهله اول به کل جریان اصولگرایی و در ثانی با ظرافت تمام به رهبری تعمیم می‌دهند. افشاری در تحلیلی مبنی بر نزدیک شدن هاشمی به خط پایان، با به کاربردن تعبیر "بخش مسلط قدرت" برای اصولگرایان، می نویسد هاشمی "به زعم بخش مسلط قدرت از مسیر انقلاب و نظام منحرف شده‌است. در واقع علت اصلی مغضوب واقع شدن وی زاویه گرفتن با مواضع رهبری و تلاش برای مقاومت محدود در برابر سیاست‌گذاری کلان او است."

نویسنده اپوزیسیون خارج از کشور با اشاره به اختلافاتی که میان محمود احمدی نژاد و حامیانش با هاشمی وجود دارد، آن را مسئله ای ظاهری می‌داند که در پس پرده، حاکی از تضاد بین هاشمی و رهبری است؛ چرا که "نتایج موضع‌گیری‌هایش در تعارض با خطوط ترسیمی رهبری برای سیاست‌های کلی حکومت است." استدلالی که تناقض در آن روشن است. بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی، سیاست‌های کلی نظام را رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین می‌کند که ریاست آن از ابتدا بر عهده هاشمی رفسنجانی بوده است و حتی پس از حوادث سال ۸۸ و با وجود حملات شدید مخالفان به هاشمی، رهبری وی را بر این سمت ابقا می‌کند؛ طبق همین اصل قانون اساسی همچنین رهبری برای حل معضلات نظام که از طریق عادی قابل حل نیست، باید از طریق مجمع تشخیص مصلحت اقدام کند که جایگاه مهم و تعیین‌کننده این نهاد و بالتبع ریاست آن را نشان می‌دهد.

در برخی مطالب رسانه‌های بیگانه از حذف احتمالی رفسنجانی از مجلس خبرگان نیز به "تداوم خلع ید از ریاست مجلس یاد شده" یاد می‌شود؛ در حالی که هاشمی پس از نامزدی آیت الله مهدوی کنی برای انتخابات ریاست مجلس خبرگان در اسفند ۸۹، خود از نامزدی برای ریاست کناره‌گیری کرده بود.

با توجه به فضاسازی‌هایی که در عرصه رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور صورت می‌گیرد، روی دیگر سخن با جریان‌ها و افراد مؤثر داخلی است. نکته حائز اهمیتی که اغلب و به‌ویژه در بحبوحه رقابت‌های انتخاباتی کمتر به آن توجه می‌شود، آن است که دشمن تلاش می‌کند اولاً اختلافات موجود و طبیعی بین افراد و گروه‌های مختلف سیاسی را بیشتر از آنچه هست، بازنمایی کند و ثانیاً به دنبال آن است که با انواع و اقسام ابزارها و روش‌ها، روز به روز این اختلافات را گسترده‌تر و عمیق‌تر کرده و از سطح تاکتیکی به سطح راهبردی برساند؛ بنابراین افراد مؤثر همه جریان‌های سیاسی، بایستی ضمن رقابت حزبی و گروهی البته در راستای پیشبرد منافع ملی، مراقب مغالطه خلط تاکتیک با راهبرد از سوی دشمن باشند تا در پازل اختلاف افکنی آن بازی نکنند.
Share/Save/Bookmark