بازار کنسرت های نوروزی آن ور آب را چه کسانی داغ می کنند؟
جمعه ۲۳ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۰۲:۳۵
کد مطلب: 8958
گزارشگر : رسانه ایران
 
بازار کنسرت های نوروزی آن ور آب را چه کسانی داغ می کنند؟
حتی گاه به نیت کنسرت، مقصد سفر را انتخاب می کنند. البته در طول سال و به مناسبت های مختلف هم بازار کنسرت های خوانندگان آن ور آبی در کشورهای همسایه ایران داغ می شود و در نوروز داغ تر.
کیوان کثیریان در خبرآنلاین نوشت:

تعطیلات نوروز، طولانی ترین تعطیلات ایرانیان است که غالباً شاغلند و در جست وجوی ایجاد فرصتی مناسب برای تفریح به همراه خانواده هایشان. برخی تهرانگردی می کنند، عده ای برای سیاحت یا زیارت به نقاطی از کشور خودمان مسافرت می کنند، بعضی در شهرهایشان می مانند و جمعی دیگر سفرهای زیارتی و یا سیاحتی خارج از کشور را ترجیح می دهند.

تعارف که نداریم. بخشی از آن ها که به عنوان توریست، خارج از کشور را برای مسافرت انتخاب می کنند - و تعدادشان کم هم نیست - از کنسرت های خوانندگان آن ور آبی هم غافل نیستند. حتی گاه به نیت کنسرت، مقصد سفر را انتخاب می کنند. البته در طول سال و به مناسبت های مختلف هم بازار کنسرت های خوانندگان آن ور آبی در کشورهای همسایه ایران داغ می شود و در نوروز داغ تر.

اصلاً فلسفه برگزاری این کنسرت ها در کشورهای همسایه ایران، سهولت رفت و آمد برای ایرانی هاست که از داخل ایران به عنوان توریست به این کشورها سفر می کنند و وجود این کنسرت ها می تواند عامل مهمی برای ترغیب آنها به این سفرها باشد. 

دبی، آنتالیا، ایروان، باکو، اربیل عراق و . . . که مقصد سفر بسیاری از ایرانیان در تعطیلات مختلف از جمله نوروز هستند، مراکز اصلی برپایی کنسرت های نوروزی اند که هر ساله هزاران نفر از ایرانیان را به کشورهای همسایه می کشانند و البته کلی هم ارز از کشور خارج می شود. 

اما نکته جالب توجه اینجاست که در همین دامنه زمانیِ تعطیلات نوروز، در ایران هیچ- تاکید می کنم هیچ- کنسرتی برگزارنمی شود. یک خواب نوروزی طولانی و سنگین که کاملا میدان را به رقبای خارجی واگذار می کند. جالب تر آنکه برخی از خواننده ها و گروه های موسیقی داخل کشور، تورها و کنسرت های نوروزی خود را بیرون مرزها برای ایرانیان خارج از کشور برگزار می کنند اما داخل ایران هیچ برنامه ای ندارند! 

این در حالی است که خوانندگان جوان پاپ ایرانی هرکدامشان آنقدر طرفدار دارند که بتوانند برج میلاد و سالن های تهران و شهرستان ها را در چند سئانس پر کنند. فکرش را بکنید که در این صورت به چه میزان قابل توجهی، از سفرهایی که به بهانه شرکت در کنسرت های آن ور آب انجام می شود، کاسته خواهد شد و به تبع آن چه میزان ارز مفت و مجانی که قرار بوده از کشور خارج شود، صرفه جویی می شود.

واقعاً در داخل کشور خواننده پرطرفدار کم داریم؟ علیرضا عصار، کورش یغمایی، رضا صادقی، محسن چاوشی، احسان خواجه امیری، سهیل نفیسی، محسن یگانه، سیروان و زانیار خسروی، رضا یزدانی، بنیامین، مازیار فلاحی، شهرام شکوهی، حامی، بهنام صفوی، فرزاد فرزین، روزبه نعمت اللهی، فرمان فتحعلیان، بابک جهانبخش، علی لهراسبی، حمید عسکری، فریدون آسرایی، خواجه نوری، خشایار اعتمادی، مانی رهنما و... از یک طرف و استاد شجریان، شهرام ناظری، کامکارها، پورناظری ها، حسین علیزاده، محمدرضا لطفی، کیهان کلهر، همایون شجریان، کیوان ساکت، گروه دستان، محمد اصفهانی، سالار عقیلی، علیرضا قربانی، عبدالحسین مختاباد، حسام الدین سراج، و... و تعدادی از گروه های متفاوت موسیقی در سبک های گوناگون از جمله گروه رستاک و... و گروه ها و ارکسترهای کلاسیک ایرانی، هریک درمیان طیف های مختلف مردم آنقدر هوادار دارند که کنسرت های نوروزی آنان چندین برابر همتایان خارج نشین شان مشتری داشته باشد. واقعاً در شرایط مناسب، اینها قادرند صدها هزار نفر را در سراسر کشور به کنسرت هایشان بکشانند و این اصلا سرمایه کمی نیست.

اما کو ذره ای دلسوزی و مدیریت که از این قابلیت ها و ظرفیت ها استفاده کند؟ آنچه بیشتر به چشم می آید تنگ نظری، سختگیری های بیجا و بی برنامگی است.

گاهی فکر می کنم مسئولین فرهنگی ما اساساً دلسوز فرهنگ نیستند و رسماً دلشان می خواهد مردم بیشتر ماهواره نگاه کنند تا تلویزیون و بیشتر بروند در کنسرت های خارجی تا نوروز را در ایران بمانند. اگر این طور نبود که با اینهمه امکانات و ظرفیت ها چرا هیچ کاری نمی کنند؟ 

نمونه اثرات این بی برنامگی ها ی مسوولان فرهنگی را همه یادشان هست. خنده دار است که مثلاً حمید طالب زاده باید به خاطر مجوز کنسرت در داخل کشور برای خواندن آهنگ های مجازش چند سال بدَود و وقتی موفق نشد، ایران را ترک کند و حالا چهار روز دیگر حتماً علاقه مندان او باید میلیون ها تومان هزینه کنند تا بروند کنسرتش را در یک کشور بیگانه ببینند، همان کاری را که همین دوستان مسئول با شادمهر عقیلی کردند و قصه آن را در فیلم "پر پرواز" دیده ایم.

به راستی چرا دست اندرکاران فرهنگی کشور از این قابلیت های ساده استفاده نمی کنند؟ آیا واقعاً نمی شود تورهای نوروزی خوانندگان ایرانی را در سراسر کشور به راه انداخت؟ تا هم بهانه جذابی برای سرگرمی و تفریح تمام ایرانیان فراهم شود و هم از خروج ارز جلوگیری شود؟ وقتی بساط موسیقی و حتی تئاتر در شادترین ایام سال که از قضا تعطیل هم هست در داخل کشور وجود ندارد، آیا دیگر کسی حق دارد از تمایل بخشی از مردم برای شرکت در کنسرت های خارج از کشور گلایه کند؟ چطور آن ورِ آبی ها به سادگی از این ظرفیت استفاده می کنند ولی مسئولین رسمی فرهنگ کشور نمی توانند؟ آن طرفی ها مردم را این همه راه و با این هزینه گزاف و سختی های سفر جذب می کنند، آن وقت مسئولان ما که به مراتب کار ساده تر و ارزان تری پیش رو دارند، در خواب نازند. گذشته از این، گاه کیفیت نامناسب امکانات اولیه و بدیهی در این گونه کنسرت ها و گاه مسایل امنیتی، توهین آمیز و حتی خطرناک می نماید (نمونه اش اتفاقات تلخ و درگیری هایی که می گویند همین نوروز گذشته در کنسرت اربیل و در سوله ای که قرار بوده کنسرت سه تن از خوانندگان در آن برگزار شود، رخ داد) و به گمان من مسئول اصلی همه اینها، مدیران نالایق فرهنگی هستند. 

به هرحال آنچه مسلم است، عملکردها نشان می دهد باعث و بانی اصلی پر رونق شدن کنسرت های آن ور آب به ویژه در ایام نوروز، مستقیماً مسئولان فرهنگی کشورند و بی برنامگی، کم کاری و سوء مدیریت آنان دلیل اصلی این ماجراست.
Share/Save/Bookmark