انتقاد علیزاده از "مقایسه رذیلانه انتخاب ترامپ و انتخاب احمدی نژاد"
يکشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۳۷
کد مطلب: 38660
انتقاد علیزاده از "مقایسه رذیلانه انتخاب ترامپ و انتخاب احمدی نژاد"
"در سال ۸۴ احمدی نژاد علت العلل مشكلات را مهاجران محروم افغانستانی مقیم ایران نميدانست. احمدی نژاد از طریق حمله به اقليتهاي سني و كرد و بلوچ و بهایی رای جمع نکرد. برخلاف اتهامات رقبايش حتي از طريق تقسيم جامعه به مذهبي و غيرمذهبي و باحجاب و بی حجاب و مدافع و مخالف نظام راي جمع نكرد. احمدي نژاد در سياست خارجي و در سالي كه نيروهاي امريكايي دو طرف ايران را محاصره كرده بودند و خطر جنگ واقعی بود چيزي جز حق دفاع ملي نگفت و رای دهندگانش خواستي نداشتند جز انكه ايران توسط دولتهای بزرگ تحقیر یا تهدید به بمباران نشود. او حرفي از دوباره بزرگ شدن و ابرقدرت شدن و سرور و ارباب ديگران شدن و تعيين تكليف كردن براي ديگران نميزد."

علی علیزاده، استاد دانشگاه و تحلیلگر آزاد مقیم لندن، در صفحه شخصی خود، در مطلبی با عنوان "در نقد مقایسه رذیلانه‌ی انتخاب ترامپ و انتخاب احمدی نژاد"، به انتقاد از روشنفکران و اپوزیسیونی که " به نام حقوق بشر و دموكراسي تقاضاي فشار خارجي روي مردمشان" داشتند، پرداخت و به کسانی که به مقایسه انتخاب احمدی نژاد سال 84 با انتخاب ترامپ در روزهای اخیر پرداختند، تاخت و ایشان را به چالش کشید.

علیزاده در این باره می نویسد:
«یک ماه مانده به انتخابات ۹۲ مهدی خلجی نوشته بود: «گاهی بسیاری از ما دوست داریم باور کنیم اگر در سال ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ تقلب و تخلفی نبود، محمود احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری انتخاب نمی‌شد. یا هیأت حاکمه‌ی جمهوری اسلامی تافته‌ای جدابافته از مردم ایران است. گفتن‌اش تلخ است ولی من هیچ رذیلتی در سیاست‌ و سیاست‌مداران ایرانی نمی‌بینم که به شکلی شدیدتر در جامعه و بسیاری مردم رایج نباشد. احمدی‌نژاد فرد نبود، نماد یک دوره و خصلت‌هایی جمعی بود…جامعه‌ای که با مفاهیم آزادی‌های فردی، مدارا، حقوق بشر و ارزش‌های دموکراتیک بیگانه است از حکومتی این چنینی خطرناک‌تر است.»

مسلما وقتی جامعه ای چنین «رذل» باشد، نه تنها قربانی حاکمیتش نیست که «مسئول» رفتار حاکمیت و از نظر حقوقی قابل مجازات و تنبیه است. ازین منظر دعوت ظاهری خلجی به نقد ریشه‌ای روشنفکرانه در عمل توجیه و مشروع جلوه دادن حمله نظامی و بمباران ایران از طریق اینهمان کردن مردم و حاکمیت بود. كارى که او عريانترش را چند ماه قبلش در نيويورك تايمز و چند ماه بعد در واشنگتن پست كرده بود.

نگاه توده ستیزانه اما منحصر به روشنفکران جنگ‌طلب نیست و اکثریت روشنفکران ایرانی، چه چپ و چه راست، از مردم واقعی این کشور و حسین و کورش شان نفرت دارند. نفرتی که عملا نفرت از خود و گذشته و تاریخ و دين جمعي بومي این کشور است و متاثر از میل به بیرون ریختن و پاکسازی خود از هرچه غیرغربی.

حالا جامعه آمریکا این کعبه آمال تمام روشنفکران، مصلحان، حقوق بشریها، بازار آزادیها، دموکراسی خواهان ایرانی، فردی زن ستیز، نژادپرست، خارجی ستیز، معلول ستيز، خرافاتی و بی اعتقاد به علم و گرمایش زمین، و متهم به تجاوز جنسی را انتخاب کرده‌است. در این لحظه خاص تاریخی این روشنفکران و مصلحان خودخوانده ایرانی بايد پاسخ دهند كه با جامعه ای که چنين رذالتهايي را هوشیارانه و آگاهانه انتخاب ميكند چه باید کرد؟ مگرنه انكه مخاطب اصلي و خریدار اصلی محصولات ایرانهراسی اپوزیسیون و فعالان حقوق بشر ايراني در اين سالها انجا كه در ظاهر حكومت امريكا هم نبوده، همين شهروندان امريكايي و به اصطلاح افكار عمومي جهاني بوده است، این لحظه خاص این فعالان بايد باسخگو باشند كه این افکار عمومی كه به همسایه لاتین تبار و سیاه پوست و مسلمانی که هر روز با او صورت به صورت میشود، این جامعه ای که به سرنوشت جمعي خودش رحم ندارد چگونه قرار بود با من ايراني بيست هزار كيلومتر ان طرف تر همدلی و همدردی و شفقت داشته باشد؟ انتخاب ترامپ بحراني حاد براي تمام سرجوخه ها و سرهنگ هاي امپراطوري است كه به نام حقوق بشر و دموكراسي تقاضاي فشار خارجي روي مردمشان را از طريق بازي دادن احساسات افكار عمومي مردمي کرده اند و میکنند كه نشان دادند حتی پایبندی به حقوق بشر همشهریان آمریکاییشان هم ندارند.

اما از این امتیاز گیری آسان بايد فراتر رفت و در برابر وسوسه مقایسه انتخاب امروز ترامپ با انتخاب احمدی نژاد در سال ۸۴ محكم ايستاد كرد. مساله به وضوح دفاع از احمدي نژادي نيست ... مساله آرای آن هجده میلیونی است که به او در سال ۸۴ رای دادند. در حالیکه از رای امريكا به ترامپ باید وحشت زده شد از آرای ایرانیان به احمدی نژاد در سال ۸۴ میتوان و بايد تمام قد دفاع کرد. در سال ۸۴ احمدی نژاد علت العلل مشكلات را مهاجران محروم افغانستانی مقیم ایران نميدانست. احمدی نژاد از طریق حمله به اقليتهاي سني و كرد و بلوچ و بهایی رای جمع نکرد. برخلاف اتهامات رقبايش حتي از طريق تقسيم جامعه به مذهبي و غيرمذهبي و باحجاب و بی حجاب و مدافع و مخالف نظام راي جمع نكرد. احمدي نژاد در سياست خارجي و در سالي كه نيروهاي امريكايي دو طرف ايران را محاصره كرده بودند و خطر جنگ واقعی بود چيزي جز حق دفاع ملي نگفت و رای دهندگانش خواستي نداشتند جز انكه ايران توسط دولتهای بزرگ تحقیر یا تهدید به بمباران نشود. او حرفي از دوباره بزرگ شدن و ابرقدرت شدن و سرور و ارباب ديگران شدن و تعيين تكليف كردن براي ديگران نميزد. برخلاف رای دهندگان امریکایی به ترامپی که بدبخت ستیز و ضعیف کُش و محروم آزار است و خشم آمریکاییانی که با رای به او میخواهند انتقام محرومیتشان را از کارگران فصلی مکزیکی و مهاجران سوریه ای بگیرد و فقرکشیده های سیاه پوست حاشیه شهر را حتی زودتر به زندان بیاندازد و زندانیان گوانتانامو را وحشیانه تر شکنجه کند، طرفداران احمدی نژاد، این کسانی که طبقه متوسطیهایی غره به طبقه خود انها را با خز و جواد نامیدن تحقیر میکردند، مجذوب سخن گفتن احمدی نژاد از «فضايلي» به نام عدالت اجتماعي و ظلم ستيزي و فسادستيزي و مقابله با زورگويي قدرتهاي جهاني شدند و نفرتشان از طبقه حاکمی بود که با برنامه های ازادی اقتصادیش انها را شانزده سال فقیر کرده بود.

نه. انتخابات امریکا قابل مقایسه با سال ۸۴ نیست. رذالتی اگر باشد از ان جامعه امریکاست که به رغم این همه امکانات و اموزش و اطلاعات چنین انتخابی کرد. رذالت دیگر از آن کارگزاران و دلالان منافع امریکا زیر صورتکهای به ظاهر ایرانی.»

در هفته های اخیر، رسانه هایی مانند BBC فارسی، با مقایسه ترامپ با احمدی نژاد، به طرفداری از هیلاری کلینتون پرداختند.
Share/Save/Bookmark