این مداخله هرگز به معنای واقعی بشردوستانه نیست؛
رادیو زمانه: حمله ترامپ به سوریه نشانگر افول سازوکارهای کنترل دموکراتیک در امریکا است
چهارشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۵۸
کد مطلب: 40460
رادیو زمانه: حمله ترامپ به سوریه نشانگر افول سازوکارهای کنترل دموکراتیک در امریکا است
آقای رئیس‌جمهور پس از آنکه فهمید مسائل سیاسی داخلی چه قدر پیچیده، سخت و وقت‌گیر است، به مسائل خارجی رو کرد تا بتواند دوباره ژست اعتماد به نفس و قاطعیت بگیرد.
رادیو زمانه در تحلیلی با عنوان «حمله ترامپ به سوریه به چه معناست؟» به قلم «الکس گورویچ» که در «ژاکوبن» منتشر شده، آورد که حمله موشکی امریکا به سوریه، نشانگر خشونت واکنشی، تکانه‌ای و کنترل نشده سیاست خارجی ترامپ و افول سازوکارهای کنترل دموکراتیک در امریکا است.

به گزارش رسانه ایران، این تحلیلگر معتقد است که بهای غرور و بی‌کفایتی دونالد ترامپ را مردم سوریه پرداخت خواهند کرد.

ترامپ بمباران سوریه را آغاز کرد. آقای رئیس‌جمهور پس از آنکه فهمید مسائل سیاسی داخلی چه قدر پیچیده، سخت و وقت‌گیر است، به مسائل خارجی رو کرد تا بتواند دوباره ژست اعتماد به نفس و قاطعیت بگیرد. قبل از این واقعه در همین هفته، ترامپ به سراغ کره شمالی رفت، چراکه دنبال سیبل و هدفی می‌گشت که از همه سهل‌تر و کمتر بحث‌برانگیز باشد. و البته این فرصتی بود تا در آستانه ملاقات قریب الوقوع با رئیس‌جمهور چین قاطع و چغر به نظر برسد.

وانگهی، او در سوریه شرایطی به مراتب مهیاتر یافت و بدون معطلی تصمیم به عمل گرفت. با توجه اتحاد روسیه با رییس جمهور سوریه، بشار اسد، بمباران سوریه کاذب بودن این ادعا را ثابت کرد که ترامپ نامزد منچوری پوتین است؛ علاوه بر این، حمله موشکی به سوریه خود نشانه‌ای است از اینکه چه قدر نگاه ترامپ به سیاست خارجی واکنشی و نامنسجم است.

نظر به تردستی ترامپ که در چشم برهم زدنی تصمیم گرفت جنگنده‌ها و موشک های تاماهاک را به سوریه بفرستد، روشن است که او چندان خود را درگیر تفکر و تأمل به این قضیه و پیامدهای نکرده است. در سوریه، او فرصتی برای کنش و مداخله دید، و بلادرنگ دست به عمل زد تا نشان دهد همان نوع رهبری است که خیال می‌کند هست.

لیکن هیچ سیاستِ گریزی در کار نخواهد بود. بمباران سوریه وضعیت داعش وکردها در شمال سوریه را تغییر می‌دهد، که این خود باعث تغییر چیزهایی برای ترک ها می‌شود. منافع روس ها در منطقه نیز طبعاً چیز دیگری است، و البته آنها در خاک سوریه حاضر‌ند و چه بسا هدف یک موشک سرگردان قرار گیرند! بدواً، روس ها حمله امریکا را محکوم کرده‌اند.

در هر حال، قوانینی هستند که امکان عملیات نظامی را در خارج از کشور بدون اجازه کنگره توجیه می‌کنند. ترامپ باید هدف و سرانجام این حمله را توضیح دهد. او به طور علنی گفته که نظرش در مورد اسد عوض شده، و این طور نشان داده (و به نظر می‌رسد) که خواستار تغییر حکومت است — اما چگونه؟

اگر ترامپ جداً بخواهد حمله را ادامه دهد، با مشکلات جدی‌ای روبرو خواهد شد. او متهم خواهد شد که قادر به رفتن تا ته ماجرا و حل و فصل قضیه نیست. و این باعث می‌شود که او ضعیف و بی‌اثر به نظر برسد، چیزی که در جهان کوچک او احتمالاً بدترین اتفاق ممکن است. طبیعتاً، او این مشکل را نمی‌تواند با خشونت بیشتر حل کند. هر سناریویی که رخ بدهد، این مردم سوریه خواهند بود که بهای غرور، بی‌کفایتی و فقدان مهارت سیاسی او را پرداخت خواهند کرد.

البته ماجرا به شکست فردی ترامپ ختم نمی‌شود. این سناریو را قبلاً نیز تجربه کرده‌ایم. رئیس جهموری‌های امریکا اغلب خشونت در خارج را نسبت به پیشبرد کند و ملال آور دستورکارهای دشوار در خانه راه آسان تری برای اعمال قدرت می‌یابند. دموکراسی، حتی همین وانموده نیم‌بندی که به نام آن وجود دارد، دشوار و سرسام‌آور است؛ وقتی پای جنگ اما وسط می‌آید، کاملاً ضعیف و ناتوان می‌نماید. جرج بوش در سال ۱۹۹۲ این مسأله را این طوری توضیح داد: «برخی می‌گویند، چرا نمی‌توانید موفقیتی مشابه با سپرصحرا یا طوفان صحرا را در صحنه داخلی تکرار کنید؟ جواب من این است: من نباید برای بیرون کردن صدام حسین از کویت بروم از چند تا بز پیر در کنگره ایالت متحده اجازه بگیرم.»

این البته صرفاً رویکرد جمهوری‌خواهان نیست. بیل کلینتون نیز کاملاً مفتخر بود که مداخله‌اش در هائیتی در تضاد با خواست مردم قرار گرفته: «قابل درک است آنچه ما انجام دادیم موردپسند مردم نباشد. می‌دانم مورد پسند و مطلوب نبود. زمان‌بندی آن و همه چیز آن تنفرانگیز بود. با این حال معتقدم که کار درستی بود.» گویی ارزش و سودمندی اعمال خشونت بین‌المللی نه فقط با معیارها و اصول دموکراتیک سنجیده نمی‌شود، بلکه کاملاً با آنها در تضاد است.

مدافعان مداخله بشردوستانه هم بدون شک در قضیه بی‌تقصیر نیستند. آنها بودند که جاده صاف کن این نوع سیاست خارجی شدند؛ سیاست خارجی‌ای که بدون مشورت با کنگره و در فقدان هر بحث جدی عمومی، حمله شیمیایی را مجوز پرتاب موشک می‌داند. این مدافعان دخالت بشردوستانه بودند که فضا را آماده کردند تا این این طور به نظر شد که متعالی‌ترین شکل عمل اخلاقی، تصمیم «شجاعانه» به جنگ رفتن است.

تبدیل سیاست خارجی به این که رؤسای جمهور به جای نمایندگی به جای مردم خودشان، به نام قربانیانی در دوردست عمل ‌کنند، یعنی تضعیف کسانی که هنوز درصدد کنترل دموکراتیک این دولت سرکش‌اند.

و در نهایت، این مداخله هرگز به معنای واقعی بشردوستانه نیست، محال است که یک بار این نظامیان بشردوست از یک موضوع حقیقتاً بشردوستانه دفاع کنند، و به جای بمب ها مثلاً از مرزهای باز سخن بگویند. اگر راست می‌گویید، به جای بمباران، مرزها را باز کنید.
Share/Save/Bookmark