۱
انقلاب های رنگی و نقش رسانه ها
نويسنده: كامبيز قهرماني
دوشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۳۹
کد مطلب: 90
انقلاب نارنجي در اوكراين
در این مقاله ضمن ارائه تعاریفی از انقلاب رنگی به اجمال به بررسی نقش رسانه ها در برپایی انقلاب های رنگی پرداخته می شود.
• تعاریفی از انقلاب های رنگی
برای انقلاب های رنگی یا مخملی تعاریف گوناگونی بیان شده است، از جمله آنکه:
۱ – مقاومتی بدون خشونت در برابر یک حکومت اقتدارگرا که منجر به تغییر حکومت می شود.
۲ – حرکت های مردمی که در آن بدون خشونت و خونریزی به یک حکومت خودکامه اعتراض می کنند و هدف آن نشان دادن ارزش های دموکراسی، آزادی و تغییر رژیم است.
۳ – حرکتی که برای تغییر حکومت موجود با استفاده از عناصر داخلی رابطه دار با سفارت، عوامل و بنیادهای کشورهای بیگانه و دشمن با سمبل قرار دادن یک رنگ خاص صورت می گیرد.
۴ – تغییر در ساختارهای سیاسی چندین کشور که در آنها نوعی پیوستگی و همگونی در علل و شکل تحولات قابل مشاهده است.
در این گونه انقلاب ها مردم رنگی را بر می گزینند و پوشش های خود را از آن رنگ به تن می کنند یا نشانه های کشورشان را با آن رنگ به صورت تابلوهای بزرگ در راهپیمایی ها به دست می گیرند.
انقلاب نارنجي در اوكراين
• نمونه هایی از انقلاب های رنگی
در طول سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ میلادی انقلاب های رنگی متفاوتی در کشورهای مختلف به وقوع پیوسته که برخی از آنها با شکست مواجه شد و تعدادی نیز منجر به پیروزی گردید.
انقلاب بولدوزر در صربستان، انقلاب گل رز در گرجستان، انقلاب نارنجی در اوکراین، انقلاب لاله ای در قرقیزستان، انقلاب سبز در لبنان، انقلاب سفید در بلاروس، انقلاب آبی در کویت، انقلاب انگوری در مولداوی و انقلاب بی رنگ در ونزوئلا.

• ویژگی های مشترک انقلاب های رنگی
ویژگی های مشترکی که در این انقلاب های رنگی به چشم می خورد آن است که به جز در قرقیزستان، تمامی آنها بدون استفاده از ابزارهای خشونت آمیز صورت گرفت و نقش رسانه ها به ویژه رسانه های غربی، دانشجویان و سازمان های غیر دولتی در بروز انقلاب برجسته بوده است؛ ضمن آنکه دلیل اصلی وقوع انقلاب وجود خصوصیاتی همچون اقتدارگرایی، فقدان چرخش نخبگان، ناکارآمدی در حل مشکلات عمومی و عدم مقبولیت مردمی در حکومت وقت بوده است و به بهانه بروز خطاهایی از سوی حکومت مانند تقلب در انتخابات،
بنیاد سوروس در کنار بنیاد رسانه ای رابرت مردوخ دومین سازمان رسانه ای جهان است که بیشترین شبکه های تلویزیونی، خبرگزاری‌ها، خبرنامه ها و روزنامه ها را در سطح جهان مدیریت و هدایت می کند.
جرقه انقلاب روشن شده است. البته شایان ذکر است که تمامی این تحرکات با شعارهایی مبتنی بر دموکراسی خواهی و لیبرالیسم انجام شد.

• جین شارپ و انقلاب های بدون خشونت
بحث تئوریزه کردن انقلاب های بدون خشونت تا حد قابل توجهی مرتبط با نظریات جین شارپ است. جین شارپ دکتر فلسفه دانشگاه آکسفورد، استاد ارشد در موسسه آلبرت انیشتین در کمبریج ماساچوست است. وی همچنین پروفسور افتخاری علوم سیاسی از دانشگاه ماساچوست دارتموند و عضو پیوسته مرکز امور بین الملل دانشگاه هاروارد است. وی نویسنده کتاب های زیادی است از جمله: سیاست های اقدام غیر خشونت آمیز (۱۹۷۳)، قدرت اجتماعی و آزادی سیاسی (۱۹۸۰) و دفاع مبتنی بر اشخاص غیر نظامی (۱۹۹۰).
جین شارپ در سال ۱۹۹۳ یعنی اندکی پس از فروپاشی شوروی و سر برآوردن جمهوری های مستقل، جزوه ای هفتاد صفحه ای می نگارد با عنوان: «از دیکتاتوری تا دموکراسی؛ چارچوبی نظری برای کسب آزادی».
شارپ در مقدمه این کتاب می گوید: «یکی از مهمترین نگرانی های من این بوده که مردم چگونه می توانند جلوی به وجود آمدن دیکتاتوری ها را بگیرند یا دیکتاتوری های موجود را از میان ببرند. من تلاش نموده¬ام با دقت به کاراترین روش ها برای شکست دادن دیکتاتوری ها بیندیشم. روش هایی که تا حد امکان کمترین رنج را به افراد وارد کند و تا حد ممکن باعث از میان رفتن جان انسان ها نشود.»
شارپ در کتاب خود روش های اقدام غیر خشونت آمیز را به سه دسته تقسیم می کند:
۱ – روش های اعتراض و استدلال غیر خشونت آمیز (شامل: اعلام بیانیه های رسمی، ایجاد ارتباط با مخاطبین گسترده تر، اقدامات گروهی، اقدامات گروهی نمادین، اعمال فشار بر روی افراد، اجرای تئاتر و موسیقی، راهپیمایی و تظاهرات مردمی، تشییع جنازه، اجتماعات عمومی و خودداری و انکار.)
۲ – روش های عدم همکاری اجتماعی (شامل: طرد افراد و انزوای افراد و شخصیت ها، عدم همکاری با روندهای اجتماعی، رسوم و نهادها، کناره گیری از نظام اجتماعی، تحریم های اقتصادی، عدم همکاری اقتصادی مانند اعتصاب ها، عدم همکاری سیاسی از طریق نفی مشروعیت، عدم همکاری شهروندان با حکومت و ...)
۳ – روش های تهاجم غیر خشونت آمیز (شامل: تهاجم روانی، تهاجم فیزیکی، تهاجم اجتماعی، تهاجم اقتصادی و تهاجم سیاسی.)
البته بحث و نقد نظریات جین شارپ خود تحقیقی جدا می‌طلبد که برای خارج نشدن از موضوع نقش رسانه ها در انقلاب های رنگی، در حال حاضر از آن صرف نظر می کنیم؛ اما ذکر این نکته خالی از لطف نیست که کتاب های جین شارپ به عنوان یک رسانه در همه کشورهای اروپای شرقی دست به دست دانشجویان می گشت و مهمترین خطوط آموزش وی در دفترهای جنبش مقاومت در جزوه هایی خلاصه شده بود و در اختیار دانشجویان قرار داشت.

• چهار بنیاد تاثیرگذار در انقلاب های رنگی و نقش رسانه ها در این بنیادها
موفقیت انقلاب های رنگی در برخی از کشورها آن هم بدون بهره گیری
آنجا که رسانه ها مجالی برای حضور در عرصه داشته اند، نقش موثر و فعالی از خود در جریان های سیاسی به جا گذاشته اند که نمونه بارز آن انقلاب‌های رنگی است.
از ابزارهای خشونت آمیز نشانگر آن است که شرایط جهان به دلیل روند جهانی شدن نسبت به گذشته متفاوت شده است. نفوذ رسانه ها تحقق دهکده جهانی را عینیت بخشیده است. همانگونه که در مقدمه بحث نیز اشاره شد، رسانه ها نقش عمده و برجسته ای در رهبری انقلاب های رنگی داشته اند. چهار بنیاد اصلی و تاثیرگذار در انقلاب های رنگی بنیاد سوروس، بنیاد کارنگی، بنیاد ویلسون و بنیاد NED (بنیاد ملی برای دموکراسی) هستند که همین بنیادها نیز رسانه های مهمی را در اختیار داشتند و استفاده فراوانی از رسانه ها در کشورهای مورد نظر کردند. نقش رسانه ای چهار بنیاد مذکور در فعال کردن نهادهای مدنی داخل کشورها، جنبش‌های اجتماعی، سیاسی و فعالان مستقل اجتماعی و مخالف حکومت ها، تاثیر به سزایی در شکل گیری انقلاب های رنگی داشته است. این بنیادها با در اختیار داشتن شبکه وسیعی از رسانه های جمعی و فعال سازی فناوری های نوین در کشورهای اروپای شرقی و آسیای مرکزی و اتحاد شوروی سابق، در کنار کمک های مالی به گروه‌ها و فعالان سیاسی این کشورها زمینه را برای انقلاب های نرم و مخملی فراهم کرد.
جورج سوروسمصداق عینی تر آنکه بنیاد سوروس (به عنوان فعال ترین بنیاد از میان بنیادهای ذکر شده) در کنار بنیاد رسانه ای رابرت مردوخ دومین سازمان رسانه ای جهان است که بیشترین شبکه های تلویزیونی، خبرگزاری‌ها، خبرنامه ها و روزنامه ها را در سطح جهان مدیریت و هدایت می کند. این مدیریت گاه صورتی آشکار دارد و گاه با واسطه و به صورت نهان انجام می گردد. فعالیت رسانه ای مردوخ آشکار است و جسورانه در اداره و خرید شبکه های بزرگی چون «فاکس نیوز» تا «الجزیره» و حتی رسانه های آسیای دور ظاهر می شود.
بنیاد سوروس از طریق سایت های اینترنتی، روزنامه ها، شبکه های تلویزیونی، طرح های آموزشی، کتاب-ها و موسسات غیر دولتی در قزاقستان و قرقیزستان زمینه های شکل گیری دموکراسی را فراهم می سازد.
این بنیاد در بیش از ۳۰ کشور جهان نمایندگی فعال دارد. روند کاری بنیاد سوروس به این شکل است که این بنیاد مرکز مطالعاتی را در کشورهای مختلف فعال و از مطبوعات حمایت می کند و با استفاده از امکانات زنجیره ای متنوع و بسیار گسترده رسانه ای، سررشته تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها و ملت ها را به دست می گیرد. به طور مثال، بنیاد سوروس برای براندازی شواد نادزه حدود ۵۰۰ هزار دلار در شبکه روستاوی ۲، که نقش برجسته ای در انقلاب رنگی گرجستان داشت، سرمایه گذاری نمود تا از این طریق ضمن تشویق مردم به شورش و ارائه آموزش های لازم، آنها را برای رسیدن هرچه زودتر به انقلاب نزدیک نماید.
همچنین بنیاد NED نیز کمک های خود را با هدف ارتقای دموکراسی بین سازمان های خصوصی و نهادهای
بنیاد سوروس برای براندازی شواد نادزه حدود 500 هزار دلار در شبکه روستاوی 2، که نقش برجسته ای در انقلاب رنگی گرجستان داشت، سرمایه گذاری نمود تا از این طریق ضمن تشویق مردم به شورش و ارائه آموزش های لازم، آنها را برای رسیدن هرچه زودتر به انقلاب نزدیک نماید.
اجتماعی توزیع می کند. از سوی دیگر، بنیاد ویلسون ضمن دعوت محققان به واشنگتن برای دوره های تحقیقاتی، بورسی ۹ ماهه به اساتید، مقامات دولتی و روزنامه نگاران ارائه می دهد.
به طور کلی این بنیادها به ویژه بنیاد سوروس از طریق سایت اینترنتی، روزنامه ها، شبکه های تلویزیونی، طرح های آموزشی، کتاب ها و موسسات غیردولتی، زمینه های شکل گیری انقلاب های رنگی و ایجاد دموکراسی را فراهم می سازند. به عنوان نمونه جنبش های اپتور در صربستان، پورا در اوکراین، کمارا در گرجستان، زوبر در بلاروس و دیگر فعالان به طور گسترده ای از طریق رسانه های متنوع و فناوری های نوین اطلاعاتی با هم در ارتباط بودند.

• رهیافت های نظری در خصوص علل برجستگی نقش رسانه ها در انقلاب های رنگی
اکنون اگر بخواهیم مصادیق ذکر شده را بر رهیافت های نظری و مبانی تئوریک استوار کنیم و علل برجستگی نقش رسانه ها در انقلاب های رنگی را مطابق با نظریات اندیشمندان علوم سیاسی و صاحب نظران علوم ارتباطات، در چارچوبی استدلالی بیان نماییم، موارد زیر شایان توجه است:
• با توجه به مسائل مرتبط با جهانی شدن و پیدایش جامعه مدنی، نهادهای مدنی جامعه از جمله نهادهای غیر حکومتی از طریق اینترنت و در فضای سایبر به یکدیگر پیوسته اند و صدای دیگران را به گوش افکار عمومی جهانی می رسانند.
• با وقوع انقلاب ارتباطات در ربع آخر قرن بیستم، نوعی جامعه اطلاعاتی و شبکه ای شکل گرفته است که نقطه اتصال این شبکه ها را گروه ها و نهادهای مدنی، سازمان های بین المللی غیر دولتی، جنبش های اجتماعی و سیاسی، فعالان سیاسی، گروه های مخالف حکومت و دولت ها شکل می دهند و این نقاط از طریق اطلاعات و اخباری که در شبکه جریان می یابد، به هم متصل می شود.
• شبکه ارتباطات جهانی زمینه مناسبی را برای به چالش کشیدن حاکمیت دولت ها از سوی گروه های اجتماعی و سیاسی و سازمان های غیر دولتی فراهم می کند.
• رسانه های جهان شمولی همچون اینترنت و فضای اطلاعاتی سایبر موجب پیوند نهادهای مدنی ملی به یکدیگر شده است و سازمان های غیرحکومتی، صدای اقلیت ها و سایر گروه-های در حاشیه را به گوش افکار عمومی جهان می رسانند.
• رسانه های نوین تریبونی برای بیان اهداف، آرمان ها، تجربیات و فعالیت های سیاسی و مبارزاتی جنبش های اجتماعی است.
• رسانه ها باعث شکل گیری، انسجام و تحکیم هویت جمعی و عمومی جنبش های اجتماعی می شود.
• رسانه ها منجر به بسیج نیروهای بالقوه در جهت حمایت از جنبش ها می گردند.
• پوشش رسانه ای، می تواند بین جنبش ها و سایر عاملان سیاسی و اجتماعی نظیر احزاب سیاسی، اتحادیه ها، دولت ها و فعالان سیاسی پیوندهای نمادین برقرار سازد.
• رسانه ها می توانند در روابط درونی جنبش ها موثر واقع شوند و باعث تقویت انگیزه و روحیه اعضا و هواداران جنبش ها گردند و از مرگ آنها جلوگیری کنند.
• رسانه ها با کارکردهایی چون هویت بخشی، اطلاع رسانی و آگاه سازی، انسجام بخشی، گسترش روابط اجتماعی و کارکرد نظارتی بر سیاست تاثیر گذاشته اند و مشارکت مردم را بالا برده اند. آنجا که رسانه ها مجالی برای حضور در عرصه داشته اند، نقش موثر و فعالی از خود در جریان های سیاسی به جا گذاشته اند که نمونه بارز آن انقلاب-های
تنها پوشش وسیع توسط رسانه ها بود که توانست مردم اوکراین را در سرمای شدید به مدت شش روز در خیابان ها جمع کند و آنها را در صحنه مبارزه و اعتراض نگه دارد.
رنگی است.
• امروزه انتشار اطلاعات و تبلیغات، تشدید آگاهی های سیاسی و اجتماعی انسان ها، ایجاد آگاهی های جدید و آفرینش انسان های نو، اتصال گروه ها با یکدیگر و صدور انقلاب به دیگر کشورها، مبارزات سیاسی، ظهور اشکال جدیدی از سازمان ها و تعاملات سیاسی، افکارسنجی، فعالیت های انتخاباتی، گردآوری پیام ها از سراسر کشور، حضور بازیگران سیاسی در بازی قدرت، اشاعه ارزش های سیاسی، اشاعه پادزهر آزادی به چهار گوشه جهان، انعکاس واقعیت ها و اطلاعات سیاسی و بیدارسازی سیاسی، بسیج افکار عمومی جهان علیه رژیم های اقتدارگرا، درگیرسازی مدنی افراد و گروه های به حاشیه رانده شده، جوان¬ترها و اقلیت های سیاسی و ... از طریق رسانه های نوین و فراگیر به ویژه اینترنت انجام می شود.

• نتیجه گیری:
امروزه اهمیت رسانه های نوین در معادلات و تحولات سیاسی و جنبش های اجتماعی به قدری است که برخی دانشمندان و نظریه پردازان از آن تحت عناوینی مثل «تله دموکراسی» و «کلید دموکراسی» یاد می کنند.
برخی معتقدند، رسانه های نوین بزرگترین چالشگر و تهدید کننده اقتدار دولت های ملی و بدترین کابوس دیکتاتورها است.
در واقع رسانه ها همچنان به عنوان رکن چهارم دموکراسی، بیش از پیش به یکی از اهرم های قدرت در تحولات سیاسی در عصر حاضر تبدیل شده اند. همان طور که سال ها قبل توماس جفرسون (۱۷۸۷) گفت:
«اگر مخیر شوم که بین حکومتی بدون مطبوعات و مطبوعاتی بدون حکومت یکی را انتخاب کنم، لحظه¬ای در گزینش دومی شک نمی کنم.»
با توسعه و پیشرفت کشورها در زمینه های ارتباطی – اطلاعاتی و توجه به مقوله جهانی شدن، رسانه‌های نوین توانسته اند با موفقیت، مشارکت سیاسی مردم را افزایش داده و انسجام و همبستگی بین توده¬های مردم، جنبش های دانشجویی، مردمی، شهروندی، بنیادها و سازمان های غیر دولتی را بیشتر کنند.
همان طور که در بخش های مختلف این مقاله نیز ذکر شد، رسانه ها به عنوان یکی از مولفه های موثر در رهبری انقلاب های رنگی نقش فعال ایفا کرده اند و با اطلاع رسانی و وصل گروه ها، احزاب و فعالان سیاسی اپوزیسیون به مخاطبان فعال و رهبران فکری مردم، باعث پیشبرد اهداف سیاسی و ناتوان کردن حکومت های مستقر شده اند. تنها پوشش وسیع توسط رسانه ها بود که توانست مردم اوکراین را در سرمای شدید به مدت شش روز در خیابان ها جمع کند و آنها را در صحنه مبارزه و اعتراض نگه دارد.
به طور کلی، برای ایجاد تغییرات اساسی در یک کشور (ضمن در نظر گرفتن شرایط فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، هویتی و ...) بدون استفاده از ابزار خشونت و اتلاف هزینه، می توان از حداکثر توان هر رسانه با توجه به امکانات انتشار مکتوب، چاپی، صوتی، تصویری، چند رسانه‌ای، اینترنتی و سرانجام انتشار آنلاین استفاده کرد و وسایل ارتباط جمعی را فعال نمود.
Share/Save/Bookmark
فروغ
۱۳۹۰-۰۹-۰۳ ۱۷:۲۱:۲۴
مطالب كمه با. من ميخام تحقيق بنويسم (1212)