سانسور خوب، سانسور بد
شنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۰ ساعت ۰۳:۳۰
کد مطلب: 4182
مولف : ایوب توکلیان
 
سانسور خوب، سانسور بد
اصحاب رسانه به دنبال آنند با این ابزار از طریق شکل دهی به افکار و باورهای اهالی این دهکده، آن را به گونه ی موردنظر خود طراحی و هدایت کنند. آنها این اتفاق را با گزینش و ساخت دهی به وقایع دهکده ی جهانی در جهت مورد نظر خود (=سانسور) به پیش می برند.
آن گونه که می دانیم اولین وسیله ی ارتباطی که انسان را قادر ساخت فراتر از صحبت رود و به انتقال معنی و خواست خود به طرف مقابل بپردازد نوشتن بود.

این راه بشر را قادر ساخت به ایجاد ارتباط با افراد
آنها با گزینش کردن وقایع و یا سمت و سو دادن به آن ها سعی دارند بر افکار عمومی در جهت مطلوب خود تاثیر بگذارند. آنها می خواهند از این طریق درستی و حقیقت داشتن نظرات خود را برای افکار عمومی به اثبات برسانند. تعبیر دیگر این اقدام سانسور است که امروزه در رسانه ها واقعیتی مسلم و پذیرفته شده است.
دیگر در مکان های غیر از مکان خود بپردازد. به تدریج با پیشرفت دانش و اختراع رادیو و تلویزیون، بشر قادر شد با سرعتی بالاتر و در گستره ای وسیع تر با افراد دیگر آن هم در مکان های مختلف بدون تأخیر زمانی ارتباط برقرار کرده و از این راه به ارائه ی خواست های خود به طرف مقابل بپردازد.

با اختراع تلفن و رسانه های الکترونیکی، امروز این ارتباط دوطرفه شده، زمان و مکان نقش خود را در ارتباطات انسان ها از دست داده و زندگی جمعی بشر بیش از پیش تسهیل شده است؛ تا جایی که آن را زندگی در یک دهکده ی جهانی می خوانند. چرا که سرعت آگاهی از وقایع جهانی و ایجاد ارتباط بین انسان ها در جهانی به این گستردگی در حد یک دهکده ی کوچک کاهش یافته و بشر امروز به راحتی می تواند با هر کس در هر نقطه از جهان ارتباط بگیرد.

اما نکته ی مهم آن است که هدف انسان از ارتباط با سایرین، انتقال معانی و خواسته های خود از سویی، و آگاهی از خواست و نظرات آنها از سویی دیگر بوده است.

می توان گفت هدف اصلی انسان از ارتباط با هم نوعان خود تأثیرگذاری بر آن ها در جهت مورد نظر خود و همراه کردن آن ها با خود است. این موضوع پس از اختراع وسایل ارتباط جمعی و رسانه های نوین در واقع به اصلی ترین کارکرد آن ها تبدیل شده است. به عبارت دیگر، بیش از آنکه رسانه ها ابزار انتقال واقعیت های جهان پیرامون باشد تبدیل به ابزار ارائه و ترویج خواست ها و نظرات مورد نظر صاحبان خود شده است.

نکته ی مهم دیگر آن است که اصحاب رسانه همواره به ارائه ی وقایع جهان پیرامون در راستای منافع، خواست ها و نظرات
سانسور خوب است یا نه؟ حد و مرز سانسور چقدر است؟ یا چه کسانی حق سانسور کردن دارند؟
خود می پردازند. آنها با گزینش کردن وقایع و یا سمت و سو دادن به آن ها سعی دارند بر افکار عمومی در جهت مطلوب خود تاثیر بگذارند. آنها می خواهند از این طریق درستی و حقیقت داشتن نظرات خود را برای افکار عمومی به اثبات برسانند. تعبیر دیگر این اقدام سانسور است که امروزه در رسانه ها واقعیتی مسلم و پذیرفته شده است.

باید گفت مدیریت دهکده ی جهانی امروز که ساخته ی ارتباطات و رسانه ها است، بر عهده ی خود رسانه ها است. اصحاب رسانه به دنبال آنند با این ابزار از طریق شکل دهی به افکار و باورهای اهالی این
مبرهن است که انتشار هر نوع خبر یا حادثه ای که اثرات مخرب بر فضای ذهن مردم دارد جایز نیست. خصوصاً اخباری که بر پایۀ اسناد نامعتبر و بعضاً در اثر رقابت های کاذب سیاسی منتشر می شود.
دهکده، آن را به گونه ی موردنظر خود طراحی و هدایت کنند. آنها این اتفاق را با گزینش و ساخت دهی به وقایع دهکده ی جهانی در جهت مورد نظر خود (=سانسور) به پیش می برند.

اما تکلیف سانسور باید روشن شود؛ سانسور خوب است یا نه؟ حد و مرز سانسور چقدر است؟ یا چه کسانی حق سانسور کردن دارند؟

با اندکی بررسی در بسیاری از کشورهای دنیا به روشنی می توان دریافت که همه جای دنیا با این پدیده مواجه است و کسی نمی تواند ادعا کند که در فلان نقطه از دنیا، اخبار و اطلاعات بدون سانسور در دسترس مردم قرار می گیرد.

پس مسئله ی مهم تر حد و مرز سانسور است. به طور کلی وقتی نام سانسور به گوش می رسد ناخودآگاه مسائل سیاسی–امنیتی یا مسائل اخلاقی به ذهن تداعی می شود.

یک چالش بزرگ مطرح است و آن اینکه دانستن حق مردم است؛ مردم اختیار دارند، خودشان صلاح خود را می دانند و نیازی به قیم ندارند. جملاتی که زیاد شنیده ایم. به ظاهر هم منطقی می رسد. اما مسئله ای که باید پاسخ داده شود این است که آیا دانستن هر موضوعی و یا
بسیاری از رسانه های مدعی دنیا که مدام شعار آزادی بیان یا استقلال را سر می دهند، باز هم مبتلا به این پدیده می شوند و متأسفانه از مخاطب بالای خود به منظور بسترسازی برای برخی اهداف و نیات صاحبان خود سوء استفاده می نمایند.
هر خبری حق مردم است؟ مثلاً خبری که منجر به القای ناامنی یا سیاه نمایی در میان مردم می شود یا اصطلاحاً موجب تشویش اذهان عمومی می شود جایز است منتشر شود یا اینکه اگر خبری موجب سوءاستفاده ی فرصت طلبان قرار بگیرد آیا مجاز است منتشر شود؟

مبرهن است که انتشار هر نوع خبر یا حادثه ای که اثرات مخرب بر فضای ذهن مردم دارد جایز نیست. خصوصاً اخباری که بر پایۀ اسناد نامعتبر و بعضاً در اثر رقابت های کاذب سیاسی منتشر می شود.

از طرف دیگر هر حکومتی در هر جایی از دنیا این حق را برای خود قائل است که برای رسانه ها، خصوصاً رسانه هایی که تحت مجوز آن دولت یا حکومت فعالیت می کنند، قوانینی که تا حدودی محدود کننده است تدوین کند و به نوعی سانسور مصلحتی دست بزند. اما اگر موضوعی پیش آمد که نیاز به نقد، تذکر و یا در سطح بالاتر نیاز به آگاهی افکار عمومی از آن می رفت، چه باید کرد؟ آیاسانسور خبری در مورد این پدیده ها جایز است؟

گلوگاه اصلی سانسور خبری همین جا است! کسی نمی تواند ادعا کند از این قاعده مستثنی است. هیچ حکومت یا گروهی از انتشار انتقادها، چه درست و چه غلط استقبال نمی کند.

حتی در ایران، به جز مقام معظم رهبری که حتی سفارش به نقد می کنند، نه دولت ها، نه
یک سطح دیگر از سانسور هم هست و آن هم جابه جا کردن مسائل فرعی و اصلی است. گاهی اوقات که تحت هیچ شرایطی نمی توان دست به سانسور مطلق زده با برجسته کردن مسائل غیر مهم یا پر اهمیت جلوه دادن مسائل دست چندم، ناخودآگاه موضوعات اصلی را به حاشیه می برند.
مجلس ها و نه سایر نهادها و حتی مسئولان رده پایین تاب نقد را ندارند و بعضاً دست به سانسور هم می زنند!

دولت ها و اصحاب قدرت، متأسفانه مردم را در معرض تمام اخبار قرار نمی دهند. حال این موضوع در برخی برهه های زمانی بسیار حساس و سرنوشت ساز می شود. بسیاری از رسانه های مدعی دنیا که مدام شعار آزادی بیان یا استقلال را سر می دهند، باز هم مبتلا به این پدیده می شوند و متأسفانه از مخاطب بالای خود به منظور بسترسازی برای برخی اهداف و نیات صاحبان خود سوء استفاده می نمایند.

البته یک سطح دیگر از سانسور هم هست و آن هم جابه جا کردن مسائل فرعی و اصلی است. گاهی اوقات که تحت هیچ شرایطی نمی توان دست به سانسور مطلق زده با برجسته کردن مسائل غیر مهم یا پر اهمیت جلوه دادن مسائل دست چندم، ناخودآگاه موضوعات اصلی را به حاشیه می برند که این مسئله را در حادثۀ حمله به غزه در زمان المپیک به روشنی دیدیم. فاجعه ی غزه آن قدر بزرگ بود که نمی شد از آن به آسانی گذشت یا پوشش خبری نداد، لیکن موضوع المپیک تبدیل به مهمترین مسئله شد و یک سانسور خبری مظلومانه رخ داد.

در هر صورت سانسور پدیده ای است طبیعی تا یک حدی هم لازم است. برای جلوگیری از اشاعۀ فساد، نا امنی، احساس خطر و به هم خوردن تعادل روانی جامعه؛ اما در بیشتر موارد سانسور خبری به عنوان یک تاکتیک غیراخلاقی برای صاحبان قدرت و ثروت مورد سوء استفاده واقع می شود و به این طریق به افکار عمومی در جهت منافع خود شکل دهی می شود.
Share/Save/Bookmark