مسأله بهائیت؛ سیاست‌ورزی در پوشش دین جدید
نقدی بر مقاله "مسأله بهائیت چیست؟" در بی‌بی‌سی
دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۲۵
کد مطلب: 35579
اعطای نشان شوالیه به عباس افندی معروف به عبدالبهاء توسط دولت انگلستان
"با آن‌که مسلمانان به مسیحیت، در مقام دیانتی الاهی و آیینی ابراهیمی احترام می‌گذارند، ظهور محمد پیامبر اسلام را نشانه‌ و نقطه‌ پایان تاریخ اعتبار و حقانیت آن می‌انگارند. بر همین قرار، بهائیان نیز پیدایش آیین خود را به معنای آغاز دوران تازه‌ای در تاریخ قدسی می‌شناسند که در آن آیین بهائی یگانه دین الاهی حق است." اینها جملاتی است که مهدی خلجی، نویسنده بی‌بی‌سی در بیان حق طبیعی بهائیان برای ارائه دین جدید، اظهار و تلاش می‌کند رهبران بهائیت را از تقابل سیاسی‌ با جمهوری اسلامی تبرئه کند.
رسانه ایران (Rasanehiran.com):
"با آن‌که مسلمانان به مسیحیت، در مقام دیانتی الاهی و آیینی ابراهیمی احترام می‌گذارند، ظهور محمد پیامبر اسلام را نشانه‌ و نقطه‌ پایان تاریخ اعتبار و حقانیت آن می‌انگارند. بر همین قرار، بهائیان نیز پیدایش آیین خود را به معنای آغاز دوران تازه‌ای در تاریخ قدسی می‌شناسند که در آن آیین بهائی یگانه دین الاهی حق است." اینها جملاتی است که مهدی خلجی، نویسنده بی‌بی‌سی در بیان حق طبیعی بهائیان برای ارائه دین جدید، اظهار و تلاش می‌کند رهبران بهائیت را از تقابل سیاسی‌ با جمهوری اسلامی تبرئه کند. برای بررسی این نظر، ابتدا به بررسی کوتاهی درباره تاریخچه پیدایش بهائیت می‌پردازیم.

تاریخچه مختصر پیدایش بهائیت
بهائیت ریشه در فرقه‌ای با نام "شیخیه" دارد. این فرقه توسط فردی با نام شیخ احمد احسائی پایه‌گذاری شد که مدعی بود نائب و "باب" خاص امام زمان (واسطه بین امام ومردم) است. وی در اواخر عمر، یکی از شاگردانش به نام سید کاظم رشتی را جانشین خود معرفی کرد و پس از او، علی‌محمد شیرازی معروف به سید باب، مهم‌ترین مدعی جانشینی او بود. علی‌محمد باب بعد از گذراندن تحصیلات اولیه در مکتب شیخ محمد عابد که شیخی مسلک بود، در سن ۱۹ سالگی همراه دایی‌اش به بوشهر و از آنجا عازم کربلا شد و پس از شش سال شاگردی سید کاظم رشتی به شیراز بازگشت و در ۲۵ سالگی ادعای بابیت کرد. او ابتدا خود را باب امام دوازدهم شیعیان خواند، سپس خود امام زمان و سرانجام مدعي نسخ اسلام و نزول ديني جديد شد.

پس از قتل باب، پیروانش که به "بابی" مشهور بودند، طبق سخنان باب مبنی بر ظهور مظهر بعدی که او را "من یظهره الله" خوانده بود، ابتدا از میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل که طبق وصیت علی‌محمد، جانشین او بود، پیروی ‌کردند(به آنان ازلیه گفته می‌شد)؛ ولی پس از چندی، به سبب اختلاف صبح ازل با برادرش میرزا حسینعلی نوری، بین طرفداران دودستگی ایجاد شد و بسیاری از آنان به میرزا حسینعلی که خود را من یظهره ‌الله و بهاءالله معرفی کرد، روی آوردند. با فشار و تبلیغات بهائیان، اندک اندک صبح ازل و یارانش به فراموشی سپرده شدند و با فعالیت شدید بهاءالله، بهائیت پدید آمد.

بدین ترتیب، بابیت که با ادعای مهدویت شیعی آغاز شد، در بستری از اختلافات به پیدایش بهائیت منجر شد. آیینی که خود را یک دین آسمانی معرفی می‌کند، بدون ارائه دلیل و نشانه‌ای معجزه‌گون و بدون اینکه بشارتی از پیامبر قبلی را به عنوان تکیه‌گاه مدعای خود داشته باشد؛ آنچنان که مثلاً در انجیلِ مسیحیان، درباره بشارت ظهور پیامبر اسلام(ص) نقل شده است. نه تنها بشارتی از سوی پیامبر اسلام(ص) مبنی بر ظهور شخصیتی که بهاءالله خود را مظهر آن معرفی می‌کند نیامده، بلکه بر عکس، بر خاتمیت و پایان‌بخش بودن محمد(ص) بر امر پیامبری تصریح شده است.

ناسازگاری جهانی بودن با عدم دخالت در سیاست‌
با این اوصاف، طبیعی است که اسلام و به ویژه مذهب شیعه، نقطه مقابل بهائیت قلمداد شود و از آنجا که ایران، مهم‌ترین و پرجمعیت‌ترین مرکز شیعی دنیا محسوب می‌شود، تلاش برای تبلیغ بهائیت در ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و هست؛ اما از همان ابتدا روشن‌گری روحانیت شیعه در ایران، آنان را با مشکل مواجه کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی، ترویج بهائیت که بالطبع از نظر حکومت ایران ممنوع شد، رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت. موضوعی که خلجی در یادداشت خود در بی‌بی‌سی فارسی آن را نفی کرده و مدعی شده "بهائیان به پیروی از آموزه‌ها و آموزگارانِ مذهبی خویش، آگاهانه و عامدانه از دخالت در سیاست می‌پرهیزند" و به گواهی تاریخ و تجربه، طی بیش از یک قرن، در نمایش تعهد خود صادق بوده‌اند. این سخن از دو بُعد نظری و عملی قابل نقد است. از بُعد نظری این سؤال مطرح است که با توجه به اینکه به گفته خلجی، "آیین بهائی، با نفی ایده‌ خاتمیت، خود را تازه‌ترین دین الاهی و جهانی می‌شمارد"، چگونه ادعای جهانی بودن با سیاست‌گریزی قابل جمع است؛ چرا که اگر آیینی سودای ترویج خود در گستره جهانی را در سر داشته باشد، تحقق آن بدون پشتیبانی قدرتی که بتواند آن را در برابر مخالفانش حفظ کند، بیشتر به یک توهم می‌ماند؛ ضمن اینکه حتی با صرف نظر از صف‌آرایی و مقاومت مخالفان، فعالیت تبلیغی و ترویجی به منظور جذب دیگران، نیازمند صرف هزینه و امکانات فراوان خواهد بود.

علاوه بر این، ادعای فوق، مورد پذیرش رهبران بهائیت هم نیست. عبدالبهاء فرزند و جانشین بهاءالله، رساله‌ای در باب سیاست به نام "رساله سیاسیه" دارد که در آن به مسائل سیاسی ورود پیدا کرده و با تأکید بر لزوم خضوع و خشوع در برابر سلطان و نهی از مخالفت با او می‌نویسد: "امر منصوص اين است «يا اولياء الله و امنائه! ملوک مظاهر قدرت و مطالع عزّت و ثروت حقّند، درباره ايشان دعا کنيد. حکومت ارض بآن نفوس عنايت شد و قلوب را از برای خود مقرّر داشت. نزاع و جدال را نهی فرمود نهياً عظيماً فی الکتاب هذا امر الله»" همچنين ادامه می‌دهد که در رساله صريحه خطاب به بعضی از علماء آمده است: "حال بايد حضرت سلطان حفظه اللّه تعالی بعنايت و شفقت با اين حزب رفتار فرمايند و اين مظلوم امام کعبه الهی عهد مينمايد از اين حزب جز صداقت و امانت امری ظاهر نشود که مغاير رأی جهان آرای حضرت سلطانی باشد. هر ملّتی بايد مقام سلطانش را ملاحظه نمايد و در آن خاضع باشد و بامرش عامل و بحکمش متمسّک. سلاطين مظاهر قدرت و رفعت و عظمت الهی بوده و هستند." (عبدالبهاء، رساله سیاسیه، صص ۱۱- ۱۳)

نمونه‌های عملی ورود بهائیان به سیاست
از بُعد عملی هم نمونه‌هایی از سیاست‌ورزی بهائیان را می‌توان در نوشته‌های شوقی افندی نوه دختری عبدالبهاء مشاهده کرد. در رابطه با حمایت‌های دولت روسیه از عبدالبهاء، شوقی افندی در کتاب قرن بدیع(ص ۲۲۷) می‌نویسد: "در لوحي كه بافتخار امپراطور روس نيكلاويچ الكساندر دوم از قلم اعلي نازل شده آن وجود اقدس، عمل سفير را تقدير و بياناتي در اين مورد ميفرمايند... و نيز در مقام ديگر مي فرمايد در ايامي كه اين مظلوم در سجن معذب بوده سفير دولت بهيه ايده‌الله تبارك و تعالي بهمت تمام بر نجات اين مظلوم قيام نمود..."

دریافت لقب "نایت هود" از حکومت انگلیس از دیگر شواهد ارتباطات سیاسی سران بهائی است. در این رابطه در همان کتاب(ص ۶۲۵) آمده: "پس از اختتام جنگ و اطفاء نايره حرب و قتال، اولياء حکومت انگلستان از خدمات گرانبهائی که حضرت عبدالبهاء در آن ايّام مظلم نسبت بساکنين ارض اقدس و تخفيف مصائب و آلام مردم آن سرزمين مبذول فرموده بودند در مقام تقدير برآمدند و مراتب احترام و تکريم خويش را با تقديم لقب "نايت هود" و اهداء نشان مخصوص از طرف دولت مذکور حضور مبارک ابراز داشتند."

همچنین در رساله "ایام تسعه"، چاپ مؤسسه ملى مطبوعات امرى از ناشران بهائی(ص ۵۰۸) در خصوص پیام‌های تسلیت مقامات و سیاستمداران به مناسبت مرگ عباس افندی(عبدالبهاء) آمده: "وزير مستعمرات حكومت اعليحضرت پادشاه انگلستان مستر وينستان چرچيل از حضرت اجل مندوب سامي فلسطين تلگرافا تقاضا ميكند كه از طرف حكومت اعليحضرت پادشاه انگلستان به هيئت بهائي همدردي و تسليت آنها را در موقع رحلت سر عبد البهاعباس ك . ب. اي تبليغ نمائيد."

خود مهدی خلجی نیز در تناقض با گفته‌های قبلی‌اش، از رابطه‌ بابی‌ها و بهائی‌ها با دربار و همگرائی بهائیان با مشروطه‌خواهان سخن به میان می‌آورد. (بی بی سی، مسأله‌ بهائیت چیست؟) ضمن اینکه حضور و نفوذ بهائیانی چون سرگرد نعیمی(آجودان مخصوص ولیعهد و وزیر جنگ رضاشاه)، تیمسار عبدالکریم ایادی(پزشک شاه)، امیرعباس هویدا(نخست وزیر محمدرضاشاه)، سپهبد اسدالله صنیعی(وزیر جنگ محمدرضاشاه) و ... در دربار پهلوی اول و دوم، به خوبی از سیاست‌ورزی بهائیان و مداخلات آنان در سیاست، پرده برمی‌دارد.

احترام به قوانین جمهوری اسلامی، شرط برخورداری از حقوق انسانی
بنا بر آنچه گذشت، پس از انقلاب با توجه به تجربه و نفوذ بهائیان در رژیم سابق و ارتباطات و اعتمادی که میان بهائیان و دولت‌های متخاصمی چون انگلیس ایجاد شده بود، بهائیت به پل و ابزاری برای مقابله با انقلاب ایران و به‌طور کلی اسلام تبدیل شد؛ بر همین اساس برخورد با بهائیان در ایران بر دو عامل اصلی، استوار است: یکی ممنوعیت فعالیت‌های تبلیغی جهت ترویج یک دین جعلی در تقابل با اسلام و دیگری ممنوعیت ارتباط سیاسی با دولت‌های متخاصم؛ بنابراین در مواجهه با برخوردهایی که صورت می‌گیرد، نباید به حقوق انسانی آنان صرف‌نظر از دو عامل فوق استناد کرد؛ زیرا بر اساس اصل چهاردهم قانون اساسی جمهوری اسلامی، حقوق انسانی غیرمسلمانان مورد احترام است؛ اما شرط آن این است‏ که "بر ضد اسلام‏ و جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ توطئه‏ و اقدام‏ نکنند." این نکته را محمدجواد لاریجانی، مشاور رئیس قوه قضائیه در امور بین‌الملل نیز به بیانی دیگر، تصریح می‌کند: "ما بر اساس حقوق شهروندی با این هموطنان برخورد می‌کنیم یعنی تا زمانی که حقوق و قوانین را محترم می‌شمارند کسی متعرض آنها نیست و بسیاری از بهائی‌ها بر همین اساس دارای فعالیت‌های اجتماعی، علمی و اقتصادی هستند."
Share/Save/Bookmark