استراتژی «آشوب خلاق» به بن بست رسیده
BBC: نتیجه مداخله بوش، ظهور داعش و جدایی های قومی بود
يکشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۳۲
کد مطلب: 38224
BBC: نتیجه مداخله بوش، ظهور داعش و جدایی های قومی بود
ابرقدرت های جهانی همواره بر بی عدالتی بین المللی استوار بوده اند و بحران، نتیجه اجتناب ناپذیر ساختار و روابط حاکم بر آنها است. از این رو به یک نظام جهانی دیگری نیاز است.
رنگین دادفر سپنتا، وزیر خارجه پیشین افغانستان، در سخنرانی خود در هرات که بی بی سی فارسی آن را منتشر کرده، با تحلیل شرایط جهانی پس از فروپاشی شوروی و دوران یکه تازی آمریکا در دوره ای، با اشاره به جنگ هایی که در غرب آسیا رخ داده، از جمله دلایل درگیری ها و ناامنی ها در منطقه خاورمیانه را ایجاد جغرافیاهای بیرون از کنترل دولت به سبب مداخله های نظامی کشورهای غربی در سالیان اخیر دانست که با استفاده از این حفره ها، بنیادگرایان و تروریست هایی از سراسر جهان به این مناطق آشوب زده آمده و با برداشتی راست گرایانه از نظریه انقلاب مداوم لئو تروتسکی به جنگ هایی نامتقارن و فرسایشی دست زده اند.

به گزارش رسانه ایران، آقای دادفر معتقد است که امروزه در مرکز ثقل نظام جهانی در شرایطی تغییر آشکار گردیده است که قدرت و یا قدرت های نظم دهنده جهانشمول حضور ندارند.

او توضیح داد که اروپا از قرن هجدهم تا بیستم مرکز اصلی نظام جهانی را تشکیل می داد که از اوایل قرن بیستم ایالات متحده به آن افزوده شد. این کشورها برای تحمیل ارزش ها و باورهایشان و همچنین تاراج و غارت ارزش های مادی بقیه جهان، کشورها را اشغال می کردند و همان گونه که منافعشان ایجاب می کرد جهان مستعمرات و نیمه مستعمرات را مدیریت می کردند.

به گفته وزیر خارجه پیشین افغانستان، امروز روابط قدرت جهانی طور دیگری اند. ظهور قدرت های بزرگ اقتصادی در حوزه دریای آرام و در راس آنها چین و مجموعه کشورهای شرق آسیا موجب شده است تا مرکز نظام جهانی از اروپا به شرق آسیا انتقال یابد. در واقعیت، اعلام این موضوع از جانب رییس جمهور ایالات متحده، باراک اوباما، که حوزه اقیانوسیه مرکز توجه استراتژیک آن کشور را تشکیل می‌دهد، در واقعیت بیان و بازتاب همین نکته است.

او گفت که ایالات متحده امریکا ابرقدرتی در حال عقب نشینی است و افول آن بیشتر از آن که محصول زوال قدرت اقتصادی و یا نظامی آن کشور باشد، محصول عروج قدرت های رقیب و در راس آنها چین است.

آنگونه که آقای دادفر گفته، بی هیچ شکی کشورهای عضو ناتو در ایجاد بحران در غرب آسیا و شمال آفریقا به گونه جدی شریک اند. آنها بحرانی را تشدید کردند که بدون آمریکا نمی توانند مدیریت کنند.

او توضیح می دهد که پروژه جورج بوش در سال ۲۰۰۳ با هجوم به عراق نتوانست موجب دموکراسی و آبادانی و پیشرفت در این کشور شود. پیامد این تهاجم به مراتب ویرانگرتر از خرابی های جریان این حمله بود. نتیجه این مداخله، ظهور داعش و جدایی های قومی است که دارای تاثیرات فرا منطقه ای است.

مشاور پیشین شورای امنیت ملی افغانستان ابراز داشت که ایالات متحده بعد از بلند پروازی های دوران بوش، محدودیت های توان اقتصادی و نظامی اش را درک کرده است و اروپایی ها نیز ناتوان و درمانده اند و توانایی انجام کار های بزرگ را بدون ایالات متحده ندارند.

او بیان داشته که ابرقدرت های جهانی همواره بر بی عدالتی بین المللی استوار بوده اند و بحران، نتیجه اجتناب ناپذیر ساختار و روابط حاکم بر آنها است. از این رو به یک نظام جهانی دیگری نیاز است.

در نظر آقای دادفر، حفظ دولت های ملی، حتی اگر این دولت ها دموکرات نباشند، آشکارا به مثابه شر صغیر، بر حاکمیت گروه های افراطی ترجیح دارد و شکستن دولت ها با توسل به مداخله برونی موجب ویرانی بیشتر می‌شود.

او گفته که تلاش برای حفظ نظم جهانی با توسل به استراتژی «آشوب خلاق» (creative chaos) به بن بست رسیده و توضیح داد که جنگ های خونین جاری در منطقه آسیای غربی و شمال آفریقا با جنگ های کلاسیک در نحوه استفاده از زور و قهر و عدم تعهد به قواعد جنگی و همچنین عاملان جنگ ها متفاوت است.

بنا به توضیحات وزیر سابق افغانستان، در تروریسم معاصر، به عنوان آشکارترین نوع جنگ های آسیمتریک، طرفی که از لحاظ تعداد نفرات جنگجویان و دسترسی به تکنولوژی جنگ ضعیف تر باشد، به شیوه های جنگی کاملا نامتعارف توسل می جوید و تا مرز خودکشی و نابودی انسان های بیشمار از خشونت استفاده می کند.

آقای دادفر در سخنان خود این نکته را روشن کرد که این گروه ها، آماده اند منازعه را به درازا بکشانند و نرخ قربانی انسانی و مالی طرف مقابل را تا جایی که ممکن است بالا ببرند. جنگجویانی از این دست می دانند که در کوتاه مدت پیروز نمی شوند و برای زمینگیر کردن و از نفس انداختن طرف مقابل به زمان نیاز دارند.

او مثال زد که یکی از فرماندهان طالبان به یک روزنامه نگار خارجی گفته بود که «شما غربیان ساعت را در اختیار دارید و ما زمان را» و این دقیقا همان چیزی است که در جنگ های غیرمتقارن به وقوع می پیوندد. این جنگجویان به رعایت قوانین بین المللی جنگ، حقوق انسان، حقوق کودکان و حمایت از زندگی افراد غیرنظامی تعهد ندارند. از این رو به سادگی می توانند به تمام این موازین پشت پا بزنند. آنها هر نوع جنایتی را مشروع جلوه می دهند و آماده اند دست به هر جنایتی بزنند. چنین گروه هایی با جنگ و گریز و نمایش بدترین نوع سفاکی و انسان ستیزی در پی متعادل سازی روابط نظامی به سود خود هستند و به این کار تا جایی ادامه می دهند و خونریزی را چنان به درازا می کشانند که بتوانند جانب مقابل را نفس گیر کنند؛ ذخیره انسانی او را آسیب پذیر سازند و روحیه سربازان و مردمش را بشکنند.

او در مشخص کردن ویژگی دیگر جنگ های آسیمتریک گفت که این جنگ ها با اشتراک جنگجویان بی وطن به پیش برده می شوند. توریست های تروریست، دوره گرد و سیار هر روز سر از یک گوشه جهان بیرون می آورند و دست به عملیات جنگی می زنند. در حالی که نیروهای جنگ های دولتی اغلب محدود به جغرافیاهای ملی اند، برای جنگجویان تروریست رفتن از کشوری به کشوری برای ادامه جنگ و ترور آسان است.

آقای دادفر گفت که ایجاد جغرافیاهای بیرون از کنترل دولت به مدد مداخله های نظامی کشورهای غربی در سالیان اخیر برای تروریست های بین المللی فضاهای بیشتری را آماده ساخته است.

ایمان الظواهری و ابوبکر البغدادی به نحوی تئوری «انقلاب مداوم» را از یک برخاستگاه افراطی پیاده می کنند. انقلاب تروریسم معاصر، انقلاب بنیادگرایی بین المللی است که در مواردی آوانگاردهای بین المللی در پی تحقق آن در سرزمین های فاقد دولت و یا دارای دولت های ضعیف است.

او بیان داشت که برخی از اینان از عشرتکده های مغرب زمین آمده اند و برای گذراندن تعطیلاتشان به این عشرتکده ها بر می‌گردند و به بسیج جنگجویان بیشتر می پردازند. اینان نوعی از سربازان بی وطنی اند که حرفه آنها آدم کشی و استفاده از خشونت است. از این رو آن چه امروز در منطقه وسیعی از غرب آسیا تا پاکستان به وقوع می پیوندد، برخلاف باور مدافعان استراتژی «آشوب خلاق» (creative chaos)، در واقعیت، بحران ویرانگری است که مشکل بتوان پایان و نتایج آن را پیش بینی کرد.

این وزیر افغانی در آشکار ساختن هدف این وضعیت خون بار شرح داد که خشونت های جاری در منطقه وسیعی از جهان ما تا زمانی که همه ما را نفس گیر نکنند، پایان نخواهند یافت. در فرجام این جنگ ها و کشتارهای خونین، سیمای ژئوپولتیک و جغرافیایی منطقه بزرگی، دگرگون و تا آن زمان نیز خون های بیگناهان بسیاری ریخته خواهد شد.
Share/Save/Bookmark