سلاحهای فریب جمعی
يکشنبه ۲ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۰۰
کد مطلب: 285
مولف : محمد رضا ابراهیمی
 
سلاحهای فریب جمعی

دیگر به داستانهای قبل از خواب گوش نکنید... این آدمها آمده اند اینجا تا بیدارتان کنند. جرگ پلاست
این کتاب کمک عمده ای برای آنان است که میخواهند آینده خود را کنترل کنند وسوژه منفعل کنترل و تغییر توسط دیگران نباشد. نوام چامسکی 

کتاب سلاحهای فریب جمعی، نوشته شده توسط "شلدون رمپتن" و "جان استبر"، به سوء استفاده رسانه های آمریکا از تبلیغات در جنگ بوش علیه عراق میپردازد. 

۹ آوریل ۲۰۰۳ روزی برای کتابهای تاریخ بود که میلیونها آمریکایی به تلویزیون هایشان چسبیدند تا سربازان آمریکایی را اطراف شهروندان عراقی در حالیکه مجسمه صدام را در میدان فردوس بغداد به زیر میکشیدند، ببینند. این سقوط مانند تخریب دیوار برلین دلیلی بر جشن برای غلبه دموکراسی بر دیکتاتوری واستبداد به نظر میرسید. تیتر اصلی نیویورک تایمز این بود که "عراقیها سرمست از پیروزی در خیابانهای پایتخت ازدحام کرده اند". نویسندگان کتاب سلاحهای فریب جمعی در کتاب بیدارکننده شان، بیان میکنند که تیترهای خبری یکی پس از دیگری، برنامه های گفتگوی خبری متوالی، کنفرانسها مطبوعاتی پیاپی، مبارزات روابط عمومی بسیار موفق تهاجمی و سنجیده، توانستند جنگ عراق را به مردم آمریکا بفروشند، و هیچ زندانی ای آنطور که نشان میدادند دستگیر نشد! 

۹ آوریل موید آنچه بود که جنگ افروزان ماهها میگفتند: "عراقیها آمریکا را آزاد کننده خود خواهند یافت و نه دشمن خویش." اما رسانه های آمریکا بر تیترهای خبری ای متمرکز شدند مانند: "عراقیها در بغداد جشن برپا کردند" (واشنگتن پست)، به جای عکس بزرگ رویترز که میدان فردوس را نشان میداد درحالیکه تقریبا خالی بود! یا روحانی مسلمانی که به خاطر روابط دوستانه اش با آمریکاییها توسط جمعیت خشمگین در نجف کشته شد، و یا جمعیت ۲۰ هزار نفری در ناصریه عراق را که علیه حضور نظامیان آمریکایی تظاهرات میکردند! 

همیشه میدانسته ایم که تبلیغات و شرکت های روابط عمومی برای نسل جدید کفشهای ورزشی و محصولات کاهش دهنده وزن چگونه عمل می کنند. در سلاح های فریب جمعی رمپتن و استبر به ما نشان میدهند دنیای شوکه کننده متهورانه جدیدی را که "بازاریابهای زیرک"، "مبارزان اطلاعات" و "مدیریت کنندگان مشاهده"، چگونه میتوانند یک جنگ تمام عیار را به مشتریها (مردم) بفروشند. 

"عملیات آزاد سازی عراق"! هیچ شهروند بانزاکت و وطن دوستی نمیتواند به آن اعتراض کند. نویسندگان کتاب با تحقیق و مستند سازی دقیق، "دروغهای راست" دیگرِ پشت جنگ را رمز گشایی میکنند، از آن جمله است:
 مقامات بلند پایه دولت بوش، مدتها قبل از دستیابی به قدرت از حمله به عراق حمایت میکرده اند و سپتامبر ۲۰۰۲ بهانه ای شد که فقط آن را به اطلاع مردم برسانند. 

 مقامات بلند پایه کاخ سفید از تکرار و دادن اطلاعات غلط استفاده کردند،"تاکتیک دروغ بزرگ" تا احساس غلطی ایجاد شود که عراق در پس حملات ۱۱ سپتامبر بوده است، خصوصا بعد از جلسه ای که ادعا میشود ۵ ماه قبل از حمله در پراگ بین هواپیماربایی به نام "محمد عطا" و ۸ الی ۱۰ نفر از مقامات بلند پایه اطلاعات عراق تشکیل شده. 

 از این تاکتیک در جنگ اول عراق هم استفاده گردید، زمانیکه نیره، دختر ۱۵ ساله کویتی داستان وحشتناک و جعلی ای را نقل کرد که صدها کودک نابالغ کویتی توسط سربازان عراقی به زور از خانه های گرمشان بیرون کشیده شدند و رها شدند تا بمیرند. شهادت دروغ این دختر در یک نشریه تحت هدایت یک گروه روابط عمومی با نام "شهروندان برای کویتی آزاد" چاپ شد. این گروه توسط هیل و نولتن آغاز به کار کرد و بعدها بزرگترین شرکت روابط عمومی جهان شد. 

 برای بدست آوردن مشروعیت بین گروه سوم در دنیای مسلمانان، "شورای مسلمانان آمریکایی برای فهمیدن" تارنمای خود را به راه انداخت(www.opendialogue.com) که بعدها رئیس آن اعتراف کرد که ایده راه اندازی در وزارت امور خارجه آمریکا شکل گرفت و بودجه آنان توسط دولت آمریکا تامین میگردید. 

 از اسناد جعلی برای اثبات وجود انبارهای سلاحهای ممنوعه استفاده گردید.
 یک شرکت روابط عمومی مخفی که برای پنتاگون کار میکرد کمک به تشکیل کنگره ملی عراق (INC) نمود که از نیروهای اصلی پیش برنده پشت تصمیم جنگ بود. 

این کتاب یک خواندنی واجب برای آنهاست که می خواهند بدانند چطور و چرا جنگ را خریدند!

Share/Save/Bookmark