آخرین هشدار سلطنت طلبان به رضا پهلوی
سلطنت طلبان کارنامه پهلوی را مردود می نامند، دوران پساپهلوی؟
شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۱۹
کد مطلب: 37595
سلطنت طلبان کارنامه پهلوی را مردود می نامند، دوران پساپهلوی؟
" در کمال شوربختی، کارنامه‌یِ مردودِ حضرتعالی در پایبندی به چهارچوب ملی ایران در یک دهه‌یِ گذشته با نقض پیوسته و پرشمار یکایک اصول نامبرده که چندي از آنان را برمی‌شماریم، اسبابِ این هُشدارنامه را فراهم آورده است."

به گزارش رسانه ایران، در هفته های گذشته، پخش خبر مصاحبه رضا پهلوی با سایت العربیه، به یکی از چالش برانگیزترین موضوعات مورد بحث اپوزیسیون قرار گرفت. همین مهم باعث تا برخی از رسانه ها و چهره های اپوزیسیون، با نگاهی دوباره به مصاحبه های مختلف رضا پهلوی با رسانه های عربی مانند العربیه و روزنامه الوطن، از وی به دلیل اظهاراتش درباره تمامیت ارضی ایران، خلیج فارس و جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، انتقادات شدید بکنند.( اخبار مربوطه را اینجا ببنید 1 2 3 )

این انتقادات زمانی به اوج خود رسید که رضا پهلوی در یک سخنرانی از تجزیه ایران و قومی گرایی حمایت کرد و قول داد که به احتمال قوی، حکومت بعدی در ایران به صورت یک نظام فدرالی اداره شود! ( خبر مربوطه را اینجا ببنید )

در همین راستا، اکثر چهره های اپوزیسیون و به خصوص سلطنت طلبان در بیانیه های مختلفف نسبت به مواضع رضا پهلوی واکنش های تندی گرفتند.

شهرام همایون، مدیر و برنامه ساز تلویزیون کانال وان در برنامه خود، درباره موضع گیری های رضا پهلوی با ابراز شرمندگی اظهار داشت " عربستان دارد شدیداٌ بر روی اپوزیسیون جمهوری اسلامی سرمایه گذاری می کند، برای دامن زدن به مسائل قومی و اقلیتی برای شمارش معکوس تجزیه خاک ایران. اما به دست کی، نه به دست انگلیس و نه به دست آمریکا، بلکه به دست اپوزیسیون جمهوری اسلامی. "

فیلم

او در ادامه با قرائت بیانیه ای که توسط گروه هایی چون " جبهه ملی – تشکیلات آمریکا.جمعیت خرد پیشه گان ریشه ای. جنبش پایداری مرز پرگهر.جنبش رنسانس (نوزایی ایرانی).جنبش "ما ھستیم".حزب مشروطه ایران" تنظیم شده، از مصاحبه های رضا پهلوی اتتقاد می کند. قسمتی از این بیانیه را در زیر ببنید:
تضعیف کردن ارکان ھویت ایرانی، حاکمیت یکپارچه ملی و وفاق ملت ایران در رقابت ھای قدرت خواھان در درون نظام را محکوم و مردود می دانیم و در برابر آن می ایستیم.
از سوی دیگر، اخیراً، گفتگوھای نگران کننده ای در باره این اصول بنیادین و غیر قابل چانه زنی در برونمرز را نیز گواه بوده ایم.
ایرانیان، مصاحبه ھای چهره ھای نامدار خود با رسانه ھای بیگانه را رصد می کنند و از آنان چشم انتظارند تا دقت و توجه ویژه ی در پاسخ گویی به سخنان و پرسشهای موذیانه آن رسانه ھا، داشته باشند.
کم توجهی مصاحبه شونده در اینگونه گفتگوھای رسانه ای، میهن دوستان را دچار نگرانی و ناامیدی می نماید و برخی از مردم ممکن است آن را به مماشات و کوتاه آمدن بر سر مقوله ھای حیاتی ھمچون وحدت ملی و یکپارچگی سرزمینی کشور تعبیر نمایند.
پیرو ھمین نگرانی، باید افزود که جزایر سه گانه ایرانی خلیج ھمیشه فارس مانند ھمه نقاط کشورمان، از اجزای جدانشدنی مام میهن ھستند و به صرف سیاستهای غلط و تحریکات حکومت کنونی ایران در منطقه، نمی توان در باره مالکیت این جزایر و اعمال حاکمیت ایران بر آنها، چانه زنی نمود و یا با واژگان بازی نمود.
ما سازمانهای امضاء کننده این بیانیه فارغ از گرایشهای سیاسی، قطعاً در یک سخن ھماندیش ھستیم و آن این است که ایران، کشوری برآمده از چند قوم و قبیله نیست.


همچنین برخی از چهره های رسانه ای و تحلیل گران اپوزیسیون نیز، در یک نامه ای که به مراتب با لحن تندتر نسبت به بیانیه نوشته شده، از نامه خود به عنوان آخرین هشدار نسبت به رضا پهلوی یاد کردند و نوشتند:
حضرتِ ولیعهد، پهلویِ سوم!


در کمال شوربختی، کارنامه‌یِ مردودِ حضرتعالی در پایبندی به چهارچوب ملی ایران در یک دهه‌یِ گذشته با نقض پیوسته و پرشمار یکایک اصول نامبرده که چندي از آنان را برمی‌شماریم، اسبابِ این هُشدارنامه را فراهم آورده است.

۱. علیه حاکمیتِ ملی‌ِ ایران
در طول تاریخ قوانین اساسی، حضرتعالی تنها شاهزاده‌اي بوده‌اید که بخش‌ناپذیریِ حاکمیتِ ملی‌ِ کشور خویش را آشکارا به‌رسمیت نشناخته، اصالت آن را زیر سوال برده و مشروعیت این اصلِ وجودیِ کشور و ملت ایران را در ناباوری، به برگزاری انتخابات واسپرده‌اید. گزینه‌یِ تقسیم و تکه‌تکه شدن حاکمیت ملی national sovereignty، یعنی گزینه‌یِ فدرالیزاسیونِ ایران را [تقسیم حاکمیتِ ملی که اصلِ الفبایی و بنیادین نظام فدرال است، در هر ۲۶ کشور فدرال جهان، بی‌ هیچ استثنا مصداق دارد]، به رسمیت شناخته و بدین طریق، اصل بخش‌ناپذیریِ حاکمیتِ ملی‌ِ ایران را به سوژه‌اي انتخاباتی دگرگردانده‌اید. آیا حضرتعالی با اصلِ برگزاریِ انتخاباتي بر سرِ شکنجه، ولو با برخورداری از حقِ رایِ منفی به آن موافق ايد؟ به‌حتم پاسخ حضرتعالی منفی است، چنان‌که در گذشته بوده ‌ست. چراکه آن را نافیِ اصول خود -که در اینجا بیانیه‌ی جهانی حقوق بشر باشد- می‌دانید. در چنین موضعي، به‌درستی خود را در سنگر "رای مردم" و "برگزاری انتخابات" نمی‌پنهانید. بنابراین، با برخورد اصولی آشنای‌ايد؛ ولی ژرفای ناگواری و شوربختی در این ست که "بخش‌ناپذیریِ حاکمیتِ ملی‌ِ ایران" را اساساً از اصولِ خود ندانسته، که چنین آن را به چوب حراج زده‌اید.

۲. علیهِ یگانگیِ ملی‌ِ ایران (ایران یک کشور، یک ملت، یک ملیت)
حضرتعالی در یکی از مواضع تأسف‌بار و شگفت‌اگیزِ خود، ملت ایران را متشکل از "ملیت‌هایِ مختلف" تعریف فرموده اید، که با وجود همه اعتراضات خصوصی و سرگشاده، هرگز این موضعِ مشترک با سازمان‌هایِ تروریستی تجزیه‌طلب را پس نگرفته‌اید.

۳. علیهِ تمامیتِ ارضی ایران
در مصاحبه‌اي با روزنامه‌یِ "الوطن" در هنگامی که مصاحبه‌کننده در پرسش ۱۱، موضعِ حضرتعالی درباره‌یِ اختلاف ایرانیان با امارات بر سر سه جزیره [که در ترجمه‌یِ رسمی‌ِ خود به زبانِ پارسی‌، پرسشگر سه جزیره‌ را متعلق به امارات خوانده! و در ترجمه‌یِ رسمی‌ به زبانِ انگلیسی‌، صرفاً از آن‌ها به‌عنوانِ "سه جزیره‌" نام برده ‌ست.] جویا می‌شود، حضرتعالی در کمال حیرت بی کمترین دفاع از تمامیت ارضی ایران و حتا این بیان ناکافی که این جزایر مسلما متعلق به ایران اند و حاکمیت ایران بر سر سه جزیره قابل مذاکره نیست! سؤال را بی جواب رها کرده و توجه مصاحبه‌کننده را به اشتراکات و آینده‌یِ دوستانه با برادران اماراتی جلب می‌نمایید! و نیز در پرسشِ ۵ همین مصاحبه، پرسشگرِ الوطن از خلیج پارس با عنوان "خلیج" یاد می کند و حضرتعالی انگار که نه انگار!

در موردي دیگر، در تاریخ ۱۲ آوریل سال ۲۰۱۲ دولت امارات متحد عربی در موضعي رسمی اعلام می کند که حضور رسمیِ مقامات دولتی کشور ایران در جزایر سه‌گانه‌یِ تنبِ بزرگ، تنبِ کوچک و ابوموسا، تعرض به تمامیت ارضی و حاکمیت کشور امارات است. در شرایطي که انتظار می رفت، نخستین معترض به این یاوه‌گوییِ شیخ‌نشینان حضرتعالی باشید، به تقریب، همه‌یِ نیروهای سیاسی ایران در داخل و خارج از کشور برکنار از جناح‌بندی‌هایِ سیاسی هر یک در اقدامي بس فوری، مراتبِ شدیدِ اعتراض خود به دولت امارات را در پاسداری از تمامیت ارضی ایران، فارغ از نظام سیاسیِ کشور، اعلام داشتند؛ ولی باز دریغا که بیش از دو هفته سکوت محض اختیار فرمودید و سرانجام زیر فشارِ اعتراضِ همه سویه و خشم سیلي عظیم از هواداران پادشاهی بابت این سکوتِ مرگبار، در تاریخ ۲۷ آوریل ۲۰۱۲، در بیانیه‌اي در این باره که "جزایر سه گانه متعلق به ایران است"، نه تنها کمترین اعتراض را متوجه دولت امارات ندانستید، که هرگز آنان را حتا خطاب هم قرار ندادید.

۴. علیهِ استقلالِ سیاسی ایران
حضرتعالی، عليرغمِ ابرازِ مخالفت با حمله‌یِ نظامی به ایران، در سال ۲۰۱۲ خواستارِ بررسی پرونده‌یِ "جنایت علیه بشریت" در ایران، توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد شدید. خواستي که در صورت جدی گرفته شدن و موفقیت، خارج از اراده و نیتِ حضرتعالی که در بهترین فرض، ضدِّجنگ بود، بالقوه می توانست تحت فصل ۷ منشور سازمان ملل متحد زیر عنوان "مداخله بشر دوستانه" (humanitarian intervention) به "توسل به زور" (use of force) بیانجامد، چنانکه در مواردي چون افغانستان و لیبی روی داد، و تجربه نشان داد که نقض حاکمیتِ دولت‌ها و دگرگونی‌های سیاسیِ برامده از گلوله‌های ناتو، نه پرنده‌یِ آزادی، که جُز، پروازِ جغدي شوم بر آسمانِ ملت‌ها نی ست. جایِ بس تاسف است که حضرتعالی به عنوان ناظري بر ویرانه های برجای‌مانده از مداخلاتِ به‌اصطلاح بشردوستانه‌یِ شورای امنیت گام در مسیرِ تشکیل و بررسیِ پرونده‌اي چنین، در تنها نهاد بین‌المللی که خارج از مجوز آن، به‌هیچ‌روی، نمی توان وضعیتِ توسل به زور را توجیه کرد، نهادید! این اقدام حضرتعالی بالقوه نقض استقلال سیاسی ایران بود که خوشبختانه معدوم ماند.

و اینک ما شماری از کنشگران و کوشندگانِ ملی‌باور که با سنجه دانستن انتخاب شهروندان ایران، ساختار پادشاهیِ مشروته (constitutional monarchy) به پادشاهیِ وارثِ سنتیِ پادشاهی پهلوی را، بهترین شکلِ دولت (state)، برای ایران دانسته و این میراثِ نوینِ نهادِ کهن پادشاهی را به‌تعریف، بیش و پیش از هر چیز، در خدمت پاسداری از هستیِ ایران و اصول ملی، می‌شناسیم؛ به حضرتعالی رضا پهلوی دوم، آخرین ولیعهد تاریخی ایران به‌جدّ، و برای آخرین بار هشدار می‌دهیم، تا از مواضعِ ضدِّملی‌ خود برائت جسته و کلیه‌یِ کنش‌ها و اقدامات خود را به‌طورِ کامل به اصول و چهارچوب ملی ایران متعهد گردانید. بی گمان، پیکار برای شکستِ سدِّ ۳۷ ساله رژیم جمهوری اسلامی و برپاییِ یک نظام مردمسالار در چهارچوب بیانیه‌ی جهانی حقوق بشر، جُز در پایبندی به چهارچوب ملی ایران امري ست نامتصور. امروز بر ما ست تا مبارزه‌یِ خود را متوجه رژیم سیاسی ایران گردانیم و به‌طبع، هیچ خوشایندمان نی ست که مبارزه با جمهوری اسلامی را به اولویتي ثانی، در خدمتِ رویارويی با خطرات و دشمنان وجودی ایران واگردانیم. چنان که دشمنی با جمهوری اسلامی هیچگاه به جنگ تا آخرین نفس در برابر رژیم بعث عراق اولویت نیافت. ملت ایران همان ملت است، و آن سویِ چهارچوب ملی ایران چه در نظر و چه در عمل، خواه آل سعود یا شیخ نشینان باشند، خواه جناح‌هایي از اسرائیل و نئوکان‌ها در آمریکا، خواه احزاب تروریستی در مرزهای ایران باشند و خواه شخصیت‌هایِ ریز و درشت در هر نقطه از گیتی، ملت ایران را تفاوتي نیست. پافشاریِ حضرتعالی بر ادامه‌یِ رویکردهای خطرناک و ضدِّملی یک دهه‌یِ گذشته، نه تنها مشروعیت وجودی‌تان در نزدِ باورمندان به پادشاهیِ مشروته به‌عنوانِ ولیعهدي تاریخی را نابود می کند؛ که حضرتعالی را در کسوت شهروندي ساده، برکنار از نام خانوادگی‌تان، "پهلوی"، به جرگه‌یِ دشمنان وجودی ایران در پیشگاه یکایکِ ایرانیانِ پایبند به اصول ملی می‌افزاید. ایرانیاني که وجب به وجب این خاک و آب را خون دادند تا از پسِ بیش از سه هزار سال، مردمانِ این کره‌یِ خاکی آبی، همچنان میان کاسپین تا شاخاب پارس را چنین نامند؛ ایران!

امضا کنندگان:
۱. هومر آبراهمیان (کنشگر فرهنگی)-آمریکا۲. آروین آدریان (کنشگر فرهنگی)-فلاند۳. ضیا آتابای (بنیان گذار تلویزیون ملی یران)-آمریکا۴. میلاد آقایی (کنشگر سیاسی و پژوهشگر فرهنگی)-سوئد۵. انوش اردلان (هنرمند و آهنگساز)-استرالیا۶. ندا اصغر زاده (کنشگر سیاسی)۷. نوید اصغر زاده (کنشگر سیاسی)-لس آنجلس۸. بیتا بانی (کارشناس اقتصاد و کنشگر سیاسی)-پاریس۹. بابک اسحاقی (چکامه سرا و کنشگر سیاسی)-اسرائیل۱۰. بردیا پارس (از رایزنان پیشین شاهزاده رضا پهلوی)-پاریس۱۱. آریو برزن پیروزنیا (کنشگر ملی گرا)-دالاس۱۲. سام توکا (هنرمند و کنشگر سیاسی)-تورنتو۱۳. پرویز حدادی زاده (کنشگر سیاسی و حقوق بشری)-آمریکا۱۴. آرمان چارروستایی (زندانی سیاسی سابق، کنشگر سیاسی)-آلمان۱۵. نوید خشرو (کنشگر سیاسی)-آلمان۱۶. مهشید خشرو (کنشگر سیاسی)-آلمان۱۷. امیر حکیم (دبیر کل سازمان خدا، شاه، میهن (خشم) )-آمریکا۱۸. جسیون رضا جرجانی (استاد فلسفه در دانشگاه New Jersey Institute of Technology)۱۹. امید دانا (برنامه ساز و منتقد سیاسی)-سوئد۲۰. داریوش دولتشاهی (کنشگر سیاسی و مدیر وب سایت خردگرایی)-بلژیک۲۱. هیربد دهقانی آذر (معاون اسبق نخستین سندیکای وکلایِ جوان در فرانسه)-فرانسه۲۲. منوچهر رزم آرا (وزیر بهداری دولت بختیار)-فرانسه۲۳. نازنین زرین کلاه (مهندس کامپیوتر و کنشگر فرهنگی)-سوئد۲۴. نیما زرتشت زاده (هنرمند و کنشگر فرهنگی)-آلمان
۲۵. سیروس شرفشاهی (روزنامه نگار و سردبیر روزنامه صبح ایران امروز)۲۶. علی شقاقی (کنشگر سیاسی)۲۷. آرش کمانچه (کنشگر فرهنگی)-ترکیه۲۸. كوروش كلهر (كنشگر سياسى و محقق)-آمریکا۲۹. سینا کیان پور (کنشگر سیاسی، وبلاگ نویس)-آمریکا۳۰. بابک کیان پور (کنشگر سیاسی)۳۱. رکسانا گنجی (کنشگر سیاسی)-آمریکا۳۲. محمد گنابادی (مدیر رادیو سرباز)-سوئد۳۳. نيلوفر محتشم (کنشگر سیاسی)-آلمان۳۴. سعید محمدی (هنرمند و کنشگر سیاسی)-آمریکا۳۵. هومن مرزبان (کنشگر فرهنگی)-آلمان۳۶. مهرداد ملک زاده (کنشگر سیاسی)-آلمان۳۷. شهلا ممتاز (روانشناس والینی)-آمریکا۳۸. بهکام موسوی بختیاری (کنشگر سیاسی)-هلند۳۹. کاظم موافق (تحلیلگر و کنشگر سیاسی)۴۰. مهدی منزوی (کنشگر سیاسی)-سوئد۴۱. شویار مهر آریا (ترانه سرا)۴۲. پريدخت موسوي (فعال سياسي يكي از اعضاي سازمان زنان)-فرانکفورت۴۳. حسين علومى پور (وبلاگ نویس)-آلمان۴۴. فیروزه غفارپور (منشی سابق دبیرخانه شاهزاده رضا پهلوی)-سوئد۴۵. شهریار فتحی (بنیانگذار رادیو ندای پادشاهی)-کانادا۴۶. احمد فراستی (رهبر عملیات ساواک تهران)۴۷. جعفر فدوی (کنشگر سیاسی)-سوئد۴۸. پرویز قاضی سعید (روزنامه نگار)-آمریکا۴۹. فرهاد قناتگر (دانشجوی دکترای علوم سیاسی)۵۰. ﺣﻤﻴﺪ ﻭﺣﺪتی (دبیرکل پرچمداران انقلاب مشروطیت)-دانمارک۵۱. علی لشکری (فرازنده) (کنشگر سیاسی)-آلمان۵۲. ژاله عبدالله زاده (کنشگر سیاسی)-آمریکا۵۳. مصطفی عرب (افسر نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی و کاپیتان و بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال ایران)۵۴. امیر فرنودی (حقوقدان، کنشگر سیاسی و کارشناسِ نظامی)-آلمان۵۵. ژینوس همایون (کنشگر فرهنگی - طراح)-آمریکا


جالب آنکه پیش از ایراد بیانیه و نامه ذکر شده در بالا، سایت منسوب به رضا پهلوی در یک واکنش منفعلانه، متن مصاحبه فرزند شاه مخلوع را از روی سایت حذف کرد.


بیانیه و نامه نگاری های یک شبه سلطنت طلبان و اپوزیسیون علیه رضا پهلوی را می توان به کودتای نرم و البته با ملاحظه تشبیه کرد؛ به خصوص در قسمت اولیه نامه که رضا پهلوی را به عنوان آخرین ولیعهد پهلوی معرفی کرده، و هیچ اصالتی را برای نسل وی در امور سیاسی قائل نمی شوند.

با این حال قحط الرجال سیاسی در میان سلطنت طلبان به قدری موج می زند که به نظر نمی رسد فردی بتواند با قدرت و ثروت خانواده پهلوی مبارزه کرده و خود را به عنوان آلترناتیو معرفی نماید.
Share/Save/Bookmark