مهمترين دلايل افزايش طلاق
دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۱۴
کد مطلب: 16507
مهمترين دلايل افزايش طلاق
دکتر رضا شريفي افزود: متاسفانه با وجود افزايش جمعيت، جوانان در آستانه ازدواج آموزش کافي و لازم براي برخورداري از زندگي مشترک موفق را دريافت نکرده‌اند و آمادگي لازم را براي ازدواج پايدار ندارند.
به گزارش رسانه ایران به نقل از ایسنا، دکتر رضا شريفي گفت: متاسفانه با وجود افزايش جمعيت، جوانان در آستانه ازدواج آموزش کافي و لازم براي برخورداري از زندگي مشترک موفق را دريافت نکرده‌اند و آمادگي لازم را براي ازدواج پايدار ندارند.

وي در ادامه گفت: متاسفانه از دهه ۸۰ به بعد مشکلاتي در خانواده‌هاي ايراني رخ داده که موجب افزايش آمار طلاق شده است و سال به سال بر اين ميزان افزوده مي‌شود.

دبيرعلمي انجمن حکمت خانواده افزود: برخي از دلايل افزايش طلاق مربوط به کارکرد نامطلوب برخي خانواده‌هاست. به طور کلي توان خانواده‌ها را از نظر کارکرد مي توان به سه گروه تقسيم نمود؛ خانواده‌هايي که کارکرد ضعيفي دارند و رضايت زناشويي در آنها به حداقل رسيده و در آستانه جدا شدن هستند.گروه دوم خانواده هايي هستند که از رضايت زناشويي نسبي برخوردارند که اين گروه به عنوان جمعيت هدف در مداخلات پيشگيري بسيار وضعيت مطلوبي را تصوير مي کند و اگر اين دسته از زوجين مورد توجه مداخلات حمايتي و مشاوره ايي قرار نگيرند ممکن است به سوي طلاق سوق پيدا کنند. نهايتا دسته سوم از زندگي‌هاي مشترک گروهي هستند که از رضايت زناشويي خوب و پايداري برخوردارند لذا با وجود مشکلات و فشارهاي مختلف، کمتر به سراغ گزينه نامطلوب جدايي مي روند و با اتخاذ رويکردهاي سازنده و تلاش‌هاي مشترک در جهت همکاري و حل مسايل زناشويي گام بر مي‌دارند.

وي با اشاره به روند شکل‌گيري علاقه وگرايش جوانان به ازدواج اظهار کرد: در اين زمينه بايد به يک روند چهار مرحله اي از تمايل به ازدواج تا مراقبت از عشق اشاره نمود به نحوي که اولين علامت وشاخصه شکل گيري يک رابطه معطوف به ازدواج تمايل متعهدانه جوان به طرف مقابل است. اين تمايل آغاز مناسبي براي رابطه جدي به سمت ازدواج است و متاسفانه تمايل بدون تعهد که در برخي روابط مشاهده مي شود نه تنها آينده مطمئني به سمت ازدواج را نشان نمي دهد، بلکه به احتمال زياد به ناکامي مي انجامد، لذا ضروري است تعهد طرف مقابل کنترل شود تا روابط آنها شفاف و سالمتر باشد.

شريفي افزود: گام بعدي انتخاب مطلوب مبتني بر ملاک‌هاي اطمينان بخش است تا آنها در آينده لذت زندگي مشترک را تجربه ‌کنند. گام سوم آمادگي براي عشق ورزي و زندگي زناشويي است که موفقيت در اين هدف مستلزم فراگيري مهارتهاي لازم و تلاش براي صميمت و ابراز عشق سالم است. نهايتا در پي اين مرحله که با ازدواج صورت مي گيرد زوجين در معرض نوسانات عواطف في مابين در جريان مسائل و چالش‌هاي زندگي قرار مي گيرند لذا نيازمند مراقبت از عشق هستند تا در جريان فشارهاي زندگي وتعارض‌ها آسيب نبيند.

اين روانشناس با بيان اينکه متاسفانه بسياري از ازدواج‌ها در نقطه اوج باقي نمي مانند، گفت: روابط زناشويي ‌به طور معمول مملو ازتعارض‌هاست، چرا که دو نفر با سبک زندگي متفاوت درگير ارتباط نزديک مي شوند و اگر در اين ميان تفاوت‌هاي فرهنگي و نيازهاي متعارض آنها نيز اضافه گردد و زوجين از توان کافي براي مديريت تعارض‌ها برخوردار نباشند، تعارض‌ها روبه به تزايد مي گذارد و ممکن است روند صعودي علاقه و محبت بين زوجين را با نوسان مواجه سازد.

شريفي اضافه کرد: علاقه برخي از زوجين به دليل نوسان‌هاي ارتباطي افت و خيز دارد و گاهي اوقات در سطح بالا است و برخي مواقع افول مي‌کند و زماني که تعارض‌هاي بين آنها مديريت نشود، زوجين به بدرفتاري با يکديگر سوق پيدا مي‌کنند و علاقه آنها به يکديگر سير نزولي پيدا مي‌کند.

وي با بيان اينکه تنش و بدرفتاري در بين زوجين به صورت خشونت بدني،‌ کلامي و رفتاري نمود پيدا مي‌کند، گفت: به علت اين بدرفتاري‌ها زن و مرد احساس بيزاري پيدا مي‌کنند و حتي ممکن است دچار طلاق عاطفي شوند. برخي از زوجين با وجود رسيدن به چنين مرحله‌اي از يکديگر جدا نمي‌شوند، اما با رخ دادن مسائل جدي‌تري مانند خيانت و اعتياد ممکن است به طلاق تمايل پيدا کنند.

دبير انجمن حکمت خانواده افزود: سه عامل موجب علاقه يا بيزاري افراد نسبت به يکديگر مي‌شود. نخستين آن عوامل شخصيتي است. اين عوامل از دوران کودکي در فرد رشد مي‌کنند و صفات نسبتا پايداري هستند که از جمله آنها به وجدان و تعهد مي‌توان اشاره کرد. زماني که تعهد و وجدان در افرادي ضعيف باشد فرد خطاهايي را مرتکب مي‌شود که به بيزاري طرف مقابل از او مي‌انجامد و حتي ممکن است او دچار خطاهاي اخلاقي شود.

شريفي در ادامه گفت: عامل دوم ثبات يا سلامت رواني افراد است. فرد از دوران کودکي با توجه به روند دلبستگي و رشد عاطفي و رواني به يک ثبات نسبي در روان دست مي‌يابد. اين مورد بخشي از ويژگي‌ شخصيتي او محسوب مي‌شود. برخي افراد عصبي هستند و ثبات رواني ندارند.عصبي بودن به روابط زوجين آسيب مي‌رساند.

وي انعطاف پذيري را سومين عامل موثر در يک ارتباط ذکر و اظهار کرد: ويژگي انعطاف پذيري موجب مي‌شود که فرد خود را با فشارهاي زندگي تطبيق بدهد و بتواند با شرايط دشوار انطباق بهتري پيدا کند. زماني که انطباق پذيري ضعيف باشد به روابط زوجين آسيب وارد مي‌شود.

اين روانشناس تاکيد کرد: مديريت تعارض در روابط، برخورداري از مهارت‌هاي حل مسئله مي‌تواند در تداوم زندگي مشترک تاثير زيادي داشته باشد.

دبير انجمن حکمت خانواده با بيان اينکه عوامل محيطي نيز تاثير زيادي بر روابط زوجين دارد، اظهار کرد: برخي مواقع اين عوامل کارکرد مثبت و بعضي وقت‌ها کارکرد منفي دارد. بخش قابل توجهي از طلاق‌ها ناشي از دخالت بستگان در زندگي زوج است. از سوي ديگر ممکن است سبک زندگي غلط پيرامون زوجين بدرفتاري را به آنها آموزش دهد.

وي افزود: در گذشته افرادي که تازه ازدواج مي‌کردند از اطرافيان خود چگونگي اداره زندگي مشترک را مي‌آموختند و مي‌توانستند به روابط پايداري دست يابند، اما در حال حاضر به علت نفوذ فرهنگ بيگانه و رسانه‌هاي ماهواره‌اي فارسي زبان تاثيرپذيري زوجين از بزرگترها کاهش پيدا کرده است.

شريفي در پايان تاکيد کرد:‌ لازم است مديران فرهنگي و کارشناسان روي عوامل افزايش طلاق کارکنند تا جدايي زوجين کاهش يابد.
Share/Save/Bookmark