چرا مهندسی انتخابات در پروژه "رئیسی برای رهبری" ممکن نیست؟
چهارشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۰۳
کد مطلب: 40538
مولف : محسن سجادی
 
مهندسی دوبُعدی انتخابات که مستلزم رأی‌سازی و رأی‌سوزی به طور همزمان خواهد بود، حتی در دور اول یک دولت جدید، پروژه‌ای است محال، چه رسد به دور دوم دولت مستقر که تقریباً می‌توان گفت غیرقابل تصور است؛ بنابراین اگرچه می‌تواند "فرضیه‌ای" برای القای تقلب به نفع یک کاندیدای عادی باشد، اما به عنوان اقدامی در جهت "رهبرسازی" یک گزینه از کمترین تدبیر سیاسی عاری خواهد بود.
رسانه ایران (Rasanehiran.com):
زمان ثبت‌نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری به پایان رسید و افراد زیادی از جریان‌های مختلف سیاسی نام‌نویسی کردند؛ با این وجود، تا زمان اعلام نتایج تأیید صلاحیت‌ها توسط شورای نگهبان به طور قطعی معلوم نیست رقابت بین کدام افراد شکل بگیرد؛ اما به نظر می‌رسد در مورد دو نفر می‌توان با اطمینان بیشتر صحبت کرد: یکی حسن روحانی به عنوان نامزد اصلاح‌طلبان و اعتدالیون تا الآن و دیگری ابراهیم رئیسی به عنوان محتمل‌ترین کاندیدای نهایی جبهه مردمی تا این لحظه.

بر همین اساس دو قطبی رقابتی این دو نامزد احتمالاً روز به روز پررنگ تر خواهد شد؛ اما آن چیزی که اهمیت این رقابت را دوچندان می کند، آن است که درست یا غلط در فضای رسانه‌های خارجی این گمانه‌زنی مطرح می‌شود که رئیسی از مهم‌ترین گزینه‌ها یا مهم‌ترین گزینه ‌جایگزینی رهبری در ایران است.

به نظر می‌رسد این قابل پیش‌بینی است که همچون دوره‌های قبل، پروژه تقلب در انتخابات از آن سوی آب‌ها مطرح خواهد شد و به احتمال قوی، گمانه‌زنی فوق‌الذکر، چاشنی اصلی برای طرح این مدعا خواهد بود؛ به این ترتیب که خواهند گفت چون رئیسی گزینه رهبری آینده است، باید با هر قیمتی برنده انتخابات باشد؛ لذا مهندسی و تقلب در انتخابات برای جلوگیری از به دست آمدن هر نتیجه دیگری، مسلّم و حتمی است.

اما چند مانع جلوی باورپذیری این تحلیل قرار دارد. نکته اول آن است که اگر آنچنان که گفته می‌شود، رئیسی واقعاً گزینه احتمالی برای جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای بود، نامزدی او در انتخابات ریاست جمهوری مطرح نمی‌شد؛ چرا که به‌هرحال، قرار دادن او در معرض آرای عمومی، یک ریسک بزرگ به شمار می‌رود و با تدبیر سیاسی چه از طرف رهبری و چه از طرف نهادهای امنیتی مؤثر در کشور همخوانی ندارد.

نکته دوم آنکه فرض کنیم حاکمیت این ریسک بزرگ را پذیرفته و تصمیم گرفته او را در معرض رأی مردم قرار دهد و از این طریق وجهه دموکراتیک رهبری آینده را در اذهان جابیندازد؛ طبق این سناریو برای اینکه آن وجاهت مورد نیاز برای رهبری تأمین شود، بایستی فاصله رأی رئیسی با نفر دوم، عدد قابل‌توجهی باشد؛ حتی اگر رئیسی ۸۰% آراء را به خود اختصاص دهد، ۲۰% میزان کسری رأی، از آن جهت که عدم رأی به گزینه‌ رهبری آینده تلقی می‌شود، برای او افت محسوب ‌شده و به این معنا است که جمعیت فراوانی با رهبری آینده همراه نخواهند بود.

بنابراین اگر قرار باشد پروژه تقلب تحقق یابد، دو کار اساسی باید صورت گیرد:
الف) باید رأی‌سازی گسترده برای رئیسی انجام شود تا آراء او به بیش از ۸۰% برسد:
با توجه به اینکه طبق اعلام وزارت کشور تعداد واجدین شرایط رأی دادن در انتخابات پیش رو، ۵۵ میلیون نفر است، اگر میزان مشارکت مردم را برابر با میانگین مشارکت در ادوار یازده‌گانه انتخابات ریاست جمهوری یعنی ۶۶.۳۶% بگیریم، یعنی حدود ۳۶.۵ میلیون نفر در این انتخابات شرکت خواهند کرد؛ بنابراین باید حدود ۳۰ میلیون رأی به نام رئیسی از صندوق‌ها بیرون بیاید؛

ب) باید رأی‌سوزی گسترده از روحانی انجام شود تا آراء او به کمتر از ۲۰% برسد:
طبق محاسبات بالا، رأی روحانی هم بایستی به حدود ۶ میلیون رأی برسد؛ در حالی‌که در انتخابات سال ۹۲، وی ۱۸.۶ میلیون رأی کسب کرد.

طبق آمار در انتخابات دور هفتم تا دهم، هم محمد خاتمی و هم محمود احمدی‌نژاد در دور دوم بیش از دور اول رأی کسب کردند. این قاعده اگرچه در دور دوم دولت آیت‌الله خامنه‌ای و دور دوم دولت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقض شد، ولی می‌توان گفت علت آن بوده که میزان رأی دور اول این دو نفر بسیار بالا بوده و این با توجه به شرایط خاص آن دوره‌ها که کشور ثبات فعلی را نداشته، قابل توجیه است.

مهندسی دوبُعدی انتخابات که مستلزم رأی‌سازی و رأی‌سوزی به طور همزمان خواهد بود، حتی در دور اول یک دولت جدید، پروژه‌ای است محال، چه رسد به دور دوم دولت مستقر که تقریباً می‌توان گفت غیرقابل تصور است؛ بنابراین اگرچه می‌تواند "فرضیه‌ای" برای القای تقلب به نفع یک کاندیدای عادی باشد، اما به عنوان اقدامی در جهت "رهبرسازی" یک گزینه از کمترین تدبیر سیاسی عاری خواهد بود.
Share/Save/Bookmark